روز جمهوری اسلامی ایران

روز جمهوری اسلامی ایران

 

 

 

 

تثبیت نظام

نهال انقلاب اسلامی که با نثار خون بهترین فرزندان ایران رشد کرده بود، سرانجام در 22 بهمن 1357 به بار نشست و با پیروزی انقلاب اسلامی زمینه مهم‏ترین همه پرسی تاریخ ایران زمین، جهت تعیین نوع حکومت، فراهم شد.

در این روز، ساختار جدید سیاسی و اجتماعی، بر مبنای آرای اکثر مردم (2/98 درصد) تثبیت شد و رسما نظام جمهوری اسلامی را، ملت مسلمان ایران تأیید کرد.

 

تولدی مبارک

در روز پربرکت 12 فروردین، نظامی متولد شد که نور اسلام عزیز را، دگر باره، نه فقط در ایران، بلکه در سراسر جهان متجلّی ساخت. شعار اصلی انقلاب، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود که میلیون‏ها ایرانی آزاده و مسلمان در طول مبارزه‏ها در جای جای ایران اسلامی فریاد کشیده بودند. این شعارها، حکومتی را پایه ریزی می‏کرد که عدالت اسلامی، از هدف‏های والای آن بود.

 

روشنای امید

تشکیل جمهوری اسلامی نه فقط اراده ملت را بر سرنوشت خود به اثبات رساند و برای آنان استقلال و آزادی را به ارمغان آورد، بلکه امید را در دل محرومان و مستضعفان جهان برافروخت که آنان نیز می‏توانند بعد از قرن‏ها رنج و درد، جلوه‏ای از وعده خداوند تبارک و تعالی را ببینند؛ همان وعده پیروزی مستضعفان بر مستکبران را، که کتاب وحی، آن را نوید می‏دهد.

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

قيام مردم يزد به مناسبت اربعين شهداى تبريز10فروردين 1357

قيام مردم يزد به مناسبت اربعين شهداى تبريز10فروردين 1357

قيام مردم يزد به مناسبت اربعين شهداى تبريز10فروردين 1357

 

 

 

هفده دى سال 1356 مقاله اى تحت عنوان ارتجاع سرخ و سياه در ايران با نام مستعار احمد رشيدى مطلق در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيد. نويسنده ضمن توهين به حضرت آيت الله العظمى خمينى (امام - ره ) ايشان و مخالفان انقلاب سفيد شاه را عوامل ارتجاع معرفى كرده بود... انتشار اين مقاله موجب انفجار خشم مردم مسلمان و آغاز انقلاب اسلامى گرديد.(35)

در پى انتشار اين مقاله توهين آميز، جرقه اى در قم شهر خون و قيام زده شد كه سرانجام با تظاهرات مردمى ديگر شهرهاى ايران شعله هاى انقلاب ، سراسر ايران اسلامى را فرا گرفته بود، توسط عمال رژيم منحوس پهلوى به خون كشيده شد كه در پى آن عده اى شهيد و مجروح شدند.

به دنبال اين حادثه دردناك ، حضرت امام خمينى ره كلاس درس و نماز جماعت را به عنوان همدردى با مردم ايران و اعتراض به كشتار مردم قم در نوزده دى تعطيل كردند و ديگر مراجع و علما نيز اقدامات مشابهى انجام دادند.

اين مبارزات به صورت انتشار اطلاعيه ها و سخنرانيها و درگيريهاى پراكنده ادامه داشت تا اينكه اربعين شهداى قم نزديك شد و شهرهاى مختلف كشور آماده برگزارى مراسم چهلم اين شهداى مظلوم شدند.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

قيام مردم يزد به مناسبت اربعين شهداى تبريز10فروردين 1357

قيام مردم يزد به مناسبت اربعين شهداي تبريز 8 فروردين 1357

قيام مردم يزد به مناسبت اربعين شهداي تبريز 8 فروردين 1357

 

 

 

چکیده: قيام مردم يزد در هشتم فروردين 1357 حلقه سوم از سلسله قيام هاي زنجيره اي بود كه منجر به قيام سراسري در ايران بر ضد شاه و در نهايت سرنگوني رژيم پهلوي گرديد... 

قيام مردم يزد در هشتم فروردين 1357 حلقه سوم از سلسله قيام هاي زنجيره اي بود كه منجر به قيام سراسري در ايران بر ضد شاه و در نهايت سرنگوني رژيم پهلوي گرديد.

پس از قيام مردم قم در 19 دي ماه 1356 كه در اعتراض به مقاله توهين آميزي نسبت به امام خميني (ره ) توسط عوامل رژيم در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيده بود و طي آن عده زيادي از مردم قم توسط عوامل رژيم به خاك و خون كشيده شدند، مردم تبريز در روز 29 بهمن 56 به مناسبت اربعين شهداي قم مراسم باشكوهي برگزار كردند كه اينبار نيز با حمله ماموران مسلح رژيم به مردم بي دفاع فاجعه اي عميقتر به وقوع پيوست .

در پي اين كشتارها مراجع و علما اين كشتارها را بشدت محكوم و حضرت امام ضمن اعلام عزاي عمومي عيد 1357 شمسي را تحريم كردند.

با نزديك شدن چهلم شهداي تبريز جوشش مخصوصي در مردم ايران مشاهده مي شد. در اين ميان قيام مردم يزد در روز هشتم فروردين 57 كه تا 12 فروردين هم ادامه داشت جلوه بيشتري داشت . مردم يزد در روز نهم فروردين پس از جلسه بزرگداشت شهداي تبريز در روضه محمديه اين شهر به خيابانها ريختند و با شعارهاي انقلابي به مراكز فساد و فحشا و نيز اماكن دولتي حمله كردند.

فرداي آن روز آيت ا... صدوقي از علماي شهر يزد مردم را به تعطيل عمومي و اجتماع در مسجد جامع شهر يزد دعوت كرد و در يك سخنراني در آن اجتماع با شكوه خواستار بازگشت امام خميني (ره ) از تبعيد و آزادي زندانيان سياسي و سرنگوني رژيم شدند و در پايان مراسم مردم به خيابانها ريخته و تظاهرات ديگري عليه رژيم انجام دادند كه با حمله ماموران رژيم و به خاك و خون كشيدن مردم برگ سياه ديگري در كارنامه رژيم پهلوي ثبت شد. تظاهرات مردم تا روز 12 فروردين ادامه داشت و پايه هاي رژيم پهلوي را بيش از پيش سست نمود .

 

تشکیل بنیاد شهید انقلاب اسلامی – 22 اسفند ماه 1358

تشکیل بنیاد شهید انقلاب اسلامی – 22 اسفند ماه 1358

 

 

سپاه، ارتش، بسيج، جهاد و دستگاه هاي دولتي بايد ياد شهيدان را زنده بدارند و مفهوم شهادت، اين مفهوم با عظمت و پر ارزش و بسيار مؤثر را در كشور ايران اسلامي، در ميان ملت مبارز ايران احيا و حفظ كنند، اگر چه خون مطهر شهداي ما در سطح جهان بار ديگر اين مفهوم را احيا كرد.

آنچه مهم است حفظ راه شهداست، يعني پاسداري از خون شهدا، اين وظيفه اول ماست. در قبال شهدا همه موظفيم.

 

مقام معظم رهبري

بنياد شهيد در 22 اسفند 1358، به فرمان امام (قدس سره) تأسيس شده و داراي شخصيت حقوقي و استقلال مالي و اداري است و امور آن طبق مقررات و قوانين مربوط به نهادهاي عمومي غير دولتي و در چهارچوب اساسنامه مصوبه و آيين نامه هاي مربوط زير نظر رييس جمهور و نظارت عاليه مقام معظم رهبري اداره مي شود. احيا، حفظ و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت طلبي، زنده نگهداشتن ياد شهيدان و حفظ آثار آنان، تجليل و تكريم از خانواده هاي معظم شهيدان، جديت در امور فرهنگي خانواده هاي شاهد، خود اتكايي و قانونمند كردن ارائه خدمات به آنان، و بسيج امكانات نظام به منظور پراكندن عطر ملكوتي شهادت در جامعه، محور فعاليت هاي اين نهاد مقدس است. البته سابقه اوليه اين نهاد به دوران آغاز قيام امام (قدس سره) به سال 1342، باز مي گردد. بعد از قيام خونين پانزده خرداد 1342 گروهي از روحانيون انقلابي و مبارز و افراد نيكوكار به دستور امام (قدس سره) مأموريت يافتند تا به خانواده هاي شهدا رسيدگي كنند، كه اين كار در طول سال هاي مقاومت و مبارزه ادامه يافت و در سال هاي 57-1356، دامنه وسيع تري پيدا كرد. بعد از پيروزي انقلاب، براي سامان دادن بيشتر به امور شهدا و خانواده هاي آنان، با فرمان امام (قدس سره) بنياد آغاز به كاركرد كه با آغاز جنگ تحميلي و بيشتر شدن تعداد شهيدان، وظيفه و تكليف بنياد شهيد سنگين تر شد.

بقیه در ادامه مطلب....

ادامه نوشته

بازخوانی واقعه 14 اسفند 59 13دانشگاه تهران

بازخوانی واقعه 14 اسفند 59 13دانشگاه تهران 

گروه تاريخ- هادي مصدق: شاید ضعف اطلاعات تاريخي، اظهارات و دیدگاههای اصلاح طلبانه را جلوه تازگی ببخشد لیکن آنهایی که بهار زندگی خود را گذرانده اند و یا صفحات تاریخ را تورق زده اند، خوب می دانند که هرچند لیبرالیسم در هر برهه زمانی با چهره ای متفاوت رخ می نماید اما همگی از یک تفکر واحد که به دنبال حاکم کردن نظم نوین جهانی می باشد، نشأت گرفته و معمولاً نیز از راهکارها و تاکتیکهای واحدی برای دستیابی به اهداف خود استفاده می کنند. نمونه واضح این هماهنگی را می توان در نحوه برخورد با مخالفان در دو بعد عملی و رسانه ای آن مشاهده کرد، به نحوی که تمامی لیبرالهایی که خط فکری خود را از فرماندهی واحد کاخهای سیاه و سفید استکبار جهانی دریافت می کنند، به دستورالعمل طلایی تئوریسین بزرگ آمریکا (هانتینگتون) در نحوه برخورد با مخالفان خود جامه عمل می پوشانند. آنجا که در دستورات خود این گونه افراد را راهنمایی می کند که: "در حالی که خشونت را محکوم می کنید با مخالفان با نهایت خشونت برخورد کنید".

شريعتي در وصف اين افراد چنين مي گويد: «ديكتاتورهاي بزرگ در پوستين دموكراسي وارد عمل شده اند، آنها دست خود را از بالاي سر مردم برداشته و درون سر آنها كرده اند و...».(كتاب علي، ص،170 ).

نگاهی گذرا به تاریخ و عملکرد لیبرالها، به وضوح تبعیت آنها از دستورات تئورسین بزرگ خود را نشان می دهد.

بقیه در ادامه مطلب .....

ادامه نوشته

14 اسفند 1359 - دانشگاه تهران

14 اسفند 1359 - دانشگاه تهران

14 اسفند 1359 - دانشگاه تهران

34

بهمن ‏زاد

بهمن ‏زاد

من به بهمن زادم و خواهم كه در بهمن بميرم

 

عيد خون عاشقان باشد، همانگه من بميرم

 

مثل ميخك‏هاى بهمن گل كنم در قلب آهن

 

سرخ‏رو مانند آن يارانِ خونين‏تن بميرم

 

روى انگشتان گرم عشق، مثل دانه برف

 

قطره‏اى غلتان شوم، پاكيزه و روشن بميرم

 

از تمام دوستان، پيشم تو باشى وقت مردن

 

با سرى شوريده بر آن مهربان دامن بميرم

 

از تو ـ اى ارديبهشت مهربانى‏ها! ـ چه پنهان؟

 

من به بهمن زادم و خواهم كه در بهمن بميرم

 

33

عيد انقلاب

عيد انقلاب

بمناسبت‏سالروز پيروزى انقلاب اسلامى

 

زمين را غبار گرفته بود، قطار بى خيال و بى‏تفاوت از كوچه‏هاى پرپيچ و خم، بى‏صدا پيش مى‏رفت. ديوارها و درختان را توده‏اى از خاك نرم به رنگ زمين در آورده بود.

 

همه چيز خاكسترى و خاكى بود. صدايى سكوت وحشتناك شب ظلمانى را نمى‏شكست. در خانه لبهايش را محكم به هم گروه زده بود و قفل سوپاپ اطمينانش به شدت از آن پاسدارى مى‏كرد. در كوچه فقط شبح آدمهاى بى اراده بود كه اين سو و آنسو مى‏رفت.

ادامه نوشته

32

31

30

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت دوازدهم( پایانی)

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت دوازدهم( پایانی)

 

فرجام سخن

آنچه گذشت نشان از تأثير انقلاب امام حسين عليه‏السلام بر پيروزى انقلاب اسلامى دارد. اما چگونه مى‏توان از نهضت حسينى عليه‏السلام بر ادامه نهضت خمينى قدس‏سره استفاده كرد؟ پيش از پاسخ به اين سؤال، بايد به سؤال ديگرى پاسخ داد و آن اين كه آيا گره زدن اين دو نهضت براى ادامه انقلاب اسلامى ضرورى است؟ پاسخ امام خمينى قدس‏سره را در اين باره ببينيد:

 

«اگر ما بخواهيم مملكت‏مان، يك مملكت مستقلى باشد، يك مملكت آزاد باشد، بايد اين رمز [قضيه سيدالشهداء] را حفظ كنيم... اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ باشد، بايد اين سنت‏ها [عزادارى و...] را حفظ كنيد... عاشورا را زنده نگه داريد كه با زنده نگه داشتن عاشورا، كشور شما آسيب نخواهد ديد.»

بنابراين، تنها راه حفظ انقلاب اسلامى، عاشورايى كردن آن است. نگارنده بر آن است كه تأسّى و توسّل به مؤلفه‏هاى عاشورايى زير، همان گونه كه عامل پيروزى انقلاب اسلامى بوده‏اند، بر همه نگرانى‏هايى كه درباره حيات و ممات انقلاب اسلامى وجود دارد، پايان مى‏دهد؛ زيرا، رمز بقاى انقلاب اسلامى همان رمز پيروزى انقلاب اسلامى است:

كار براى خدا: امام حسين عليه‏السلام فرمود: «اِلهى رِضاً بِرِضاكَ وَ تَسليماً لأَمْرِكَ»؛ خدايا، با تمام سختى‏ها و مصيبت‏ها به خشنودى تو خشنود و تسليم فرمان تو هستم.

نترسيدن از دشمن: امام حسين عليه‏السلام فرمود: «أَلا اِنّى زاحِفٌ بِهذِهِ الاُْسْرَةِ عَلى قِلَّةِ العَدَدِ وَ حذْلانِ النّاصِرِ»؛ آگاه باشيد كه من با همين گروه اندكى كه به من پيوسته‏اند و با اين كه ياران به من پشت كرده‏اند، آماده جهاد هستم.

تحمل در مصائب: امام حسين عليه‏السلام فرمود: «يا أُخَيَّة، اِتَّقى اللّهُ وَ تَعزّى بعَزاء اللّهِ وَ اعْلَمى اَنَّ اَهْلَ الاَْرضِ يَموُتوُنَ وَ اَهْلَ السَّماءِ لا يَبقونَ»؛ خواهرم، [زينب عليهاالسلام [صبر داشته باش و بدان كه اهل زمين و آسمان همه مى‏ميرند.

پذيرش ولايت: امام حسين عليه‏السلام فرمود: «فَاِنِّى لا اَعْلَمُ اَصْحاباً اَولى وَ لا خَيْراً مِنْ اَصْحابى وَلا اَهْلَ‏بَيتٍ اَبَرَّ وَ لا اَوْصَلَ مِنْ اَهْلِ‏بَيْتى»؛ من اصحابى والاتر و بهتر از اصحاب خودم نمى‏شناسم و خاندانى نيكوكارتر و بهتر از خاندانم سراغ ندارم.

عزت خواهى: امام حسين عليه‏السلام فرمود: «هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»؛ هيهات كه ما زير بار ذلت برويم.

حاصل آن‏كه، «ما كه از نقطه قيام آفرين عاشورا آغاز كرده‏ايم، بايد به همان نقطه باز گرديم: عدالت، اين انقلاب خود را حامل پيام عاشورا مى‏خواند، پس اكنون كه قدرت را در دست گرفته است، بايد عامل به آن پيام باشد. حامل پيام بود (براى بسيج كردن شورانگيز مردم)، و به منظور كسب قدرت، و براى اجراى عدالت، و قيام به قسط، اكنون بايد عامل به پيام باشد (براى حاضر نگاه داشتن تعهدآميز مردم)، به منظور حفظ قدرت، براى اجراى عدالت و قيام به قسط.»

بعد معنوى انقلاب

بعد معنوى انقلاب

 

انقلاب اسلامى ايران ويژگيهايى دارد كه آن را از محدودشدن در يك عرصه جغرافيايى معين يا يك برهه زمانى مشخص درامان داشته و مانع شده تا سرنوشتى همچون ساير حركتهاى انفعالى و يا انقلابهايى داشته باشد كه بسان شهابى در كوتاه مدت درخششى داشته و بسرعت افول كرده اند .

 

يكى ازاين ويژگيها اين است كه خط سير زمامداران و متوليان آن همواره معين بوده و هر نسلى پس از ديگرى، همان مسير را تعقيب مى نمايد . و چنانچه تغييرى لازم باشد براساس اجتهاد و مطابق با مقتضيات زمان است و نه ذوق و سليقه شخصى افراد، زيرا اركان آن براساس تعاليم آسمانى و شريعت محمدى و سنت تبديل ناپذير الهى استوار است .

 

و اين ماه و خورشيد را مى ماند كه طى ميليونها سال در محورى معين، بدون تغيير و انحراف در حركت اند .

ادامه نوشته

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت یازدهم

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت یازدهم

 

الف. «تظاهرات 250 تا 400 هزار نفرى با توجه به جمعيت 5/1 ميليونى تهران در روز عاشوراى 1383 ق. / 13 خرداد 1342 ش. تهران از مسجد حاج ابوالفتح در ميدان قيام (ميدان شاه) آغاز و به مسجد امام قدس‏سره (مسجد شاه) ختم شد.»

ب. «سخنرانى معروف امام قدس‏سره در عصر عاشوراى 1383 ق. / 13 خرداد 1342 ش. در مدرسه فيضيه آغاز شد كه منجر به دستگيرى و بازداشت و زندانى شدن امام قدس‏سره گرديد و در اعتراض به آن، حركت‏هاى مردمى در مساجد شهرهاى مختلف شكل گرفت.»

 

ج. «راهپيمايى عاشوراى دوازدهم محرم 1384 ق. / 1343 ش. از مسجد امام قدس‏سره ، آغاز گرديد. اين راهپيمايى براى بزرگ داشت پانزده خرداد صورت گرفت كه امام قدس‏سره ، آن را ايام الله ناميده بود. سربازان رژيم شاه نيز به سركوب آن پرداختند.»

د. «حدود چهار ميليون نفر در تهران در عاشوراى 1399 ق. / 1357 ش. عليه رژيم شاه دست به تظاهرات زدند و شعار مرگ بر شاه سر دادند. پس از آن، ژنرال هايزر روانه تهران شد و شاه متقاعد گرديد يك چهره به ظاهر ملى را به عنوان نخست‏وزير برگزيند و خود ايران را ترك كند.»

ه. «مردم براى نشان دادن همبستگى خود بر ادامه مبارزه تا برپايى جمهورى اسلامى، راهپيمايى عظيم اربعين را برپا كردند كه در آن فرياد الله اكبر و درود بر خمينى توسط چند ميليون زن، مرد و كودك دنيا را به تعجب و حيرت وا داشت.»

ارتباط بين مردم، عاشورا، مسجد و انقلاب اسلامى را در گزارش‏هاى ساواك هم مى‏بينيم. به عنوان مثال، كميته مشترك ضد خراب كارى در گزارشى به رياست پليس تهران مى‏نويسد: «از فعاليت مساجد هدايت، الجواد و حسينيه ارشاد، كه اقدامات آن‏ها مخالف مصالح كشور بود، جلوگيرى به عمل آمد تا با مذاكره با مسؤولين مساجد و حسينيه مزبور اقدامات آنان در آينده با مصالح كشور هماهنگى داشته باشد. على هذا نظر به اين كه توافق‏هايى كه با واقفين و هيأت مؤسس مساجد و حسينيه موصوف به عمل آمده از اين به بعد كليه مسائل مربوط به اين سه مؤسسه مذهبى زير نظر مستقيم سازمان اوقاف خواهد بود.»

در دستورالعمل نحوه تشكيل مجالس عزادارى در ماه‏هاى محرم و صفر ستاد فرماندارى نظامى تهران و حومه (ركن 2) در 7/9/1357 آمده است:

«الف. از طريق دولت به طور قاطع طى اعلاميه‏اى نكاتى را كه مردم بايستى در ايام عزادارى ماه‏هاى محرم و صفر رعايت نمايند به وسيله دستگاه‏هاى ارتباط جمعى ابلاغ مى‏گردد.

ب. در شهرهايى كه مقررات حكومت نظامى برقرار مى‏باشد، اجراى دستورات درباره نحوه برگزارى مجالس عزادارى با فرماندارى نظامى بوده و در ساير شهرها با شهربانى و ژاندارمرى محل مى‏باشد.

پ. مجالس عزادارى در مساجد، تكايا و حسينيه‏ها در تهران و شهرستان‏ها محدود گردد، به طورى كه در حوزه استحفاظى هر كلانترى بيش از دو مجلس تشكيل نشود.»

 

ادامه دارد....

فجر پيروزى

فجر پيروزى

 

انقلاب اسلامى ايران در 22 بهمن 57، در نتيجه اعتصام مطلق به حبل الله و تكيه بى چون و چرا بر خداوند، به پيروزى رسيد و به جهان آموخت كه مى شود با دست تهى و بدون سلاح گرم و سرد، تنها با تكيه و اعتماد بر نيروى لا يزال الهى بر دشمن تا دندان مسلح پيروز شد .

 

انقلاب اسلامى ملت ايران به دنيا آموخت كه گاهى ممكن است فرياد «الله اكبر» از رگبار مسلسل ها و آتش گلوله ها و يورش تانك ها، نيرومند تر و گرمتر و شديدتر باشد .

 

انقلاب اسلامى به ما آموخت كه تنها عامل پيروزى در تمام زمينه ها، وحدت و انسجام تمام اقشار ملت زير پرچم اسلام است و بس .

 

جهان، انقلابهاى زيادى به خود ديده است كه برخى در نطفه خفه شده و برخى ديگر كه به منصه ظهور رسيده، چون از عامل مؤثر و مهم خداخواهى نه خودخواهى تهى بوده است چند صباحى بيش دوام نداشته و در صفحات بى رنگ تاريخ پنهان شده است .

ادامه نوشته

28

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت دهم

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت دهم

 

1. اعتراض عبدالله بن عمر به يزيد؛

2. برگزارى پنج سال عزاى مداوم در مدينه؛

3. قيام عبدالله بن حنظله در مكه؛

4. اعتراض در بصره و قيام در كوفه؛

5. پديد آمدن نهضت توابين؛

6. قيام مختاربن ابى عبيده ثقفى؛

7. انقلاب مطرف بن مغيره؛

8. انقلاب عبدالرحمن بن اشعث.

 

تشابه فراوانى بين مشاركت سياسى ـ اجتماعى مردم كوفه و ايران در دو حادثه انقلاب حسينى عليه‏السلام و انقلاب خمينى قدس‏سره وجود دارد. مانند:

1. پس از دستگيرى امام قدس‏سره در 13 خرداد 1342، مردم دست به اعتراض زدند و حادثه 15 خرداد 1342 را آفريدند.

2. در يك دوره چهارده ساله پس از آن، مردم چندان حضور فعال در صحنه ندارند. بنابراين، نهضت امام خمينى قدس‏سره به ثمر نمى‏نشيند.

3. پس از آن، مردم ايران همانند توابين عراقى به ميدان آمدند و آرمان حسينى عليه‏السلام را نشر دادند و انقلاب اسلامى را به پيروزى رساندند.

از اين‏رو، نمونه‏هاى بسيارى از الگوگيرى مردم ايران از عاشوراى حسينى عليه‏السلام در روند پيروزى انقلاب اسلامى به چشم مى‏خورد. از جمله:

 

ادامه دارد....

«دل شكسته‏»

«دل شكسته‏»

اى حسين جان مى‏روم تا با همه دنيا بگويم

 

از ستم‏هايى كه شد بر مادرت زهرا بگويم

 

از جفاى امت‏بى دين به بابايت على

 

رازها بگشايم و اسرار ناپيدا بگويم

 

مى‏روم تا از تن مظلوم آقايم حسن

 

سرگذشت تيرباران تن رعنا بگويم

 

مى‏روم تا داستان رزم بى مانندتان را

 

در بر خيل يزيد و لشكر اعدا بگويم

 

از شهيدى كه كنار علقمه بى دست و پا

 

جان سپرده تشنه لب اينك رشادت‏ها بگويم

 

از على اكبر و از قاسم و ديگر جوانان

 

قصه پيكارشان را اندر آن صحرا بگويم

 

داستان آن ستم‏هايى كه شد بر خاندانت

 

زآتش آن خيمه‏ها در عصر عاشورا بگويم

 

از عزيزان حرم طفلان تنها و يتيم‏ات

 

از اسيرى على و زينب كبرى بگويم

 

مى‏روم تا در خرابه از غم مرگ رقيه

 

از تحمل‏هاى فرزندان بى بابا بگويم

 

مى‏روم تا از تن مظلوم و بر خاك حسين‏ات

 

زان سر ببريده و بر نيزه‏ها بالا بگويم

 

در ميان دشت غم بر قبر تنها و غريبت

 

از دل بشكسته جابر در آن صحرا بگويم

 

لحظه‏اى در ضجه و داغ زنان هاشمى

 

در دم ديدار اهل بيت‏بى آقا بگويم

 

مى‏روم تا از دل بشكسته ام‏البنين‏ات

 

و ز دل زار رباب و همسرت ليلا بگويم

 

زاده زهرا مرا طاقت نباشد بيش از اين

 

كانچه را بشنيده "لاله" در غم مولا بگويم

پيروزى انقلاب اسلامى ايران معجزه قرن

پيروزى انقلاب اسلامى ايران معجزه قرن

 

«و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين، و نمكن لهم فى الارض و نرى فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون‏» .

 

در آستانه بيست و بیست و نهمین سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى، جهان هم چنان در حيرت و ناباورى است كه شاه سرنگون و عرش طاووس از بين رفته است; شاهى كه در كمال ذلت و خوارى مقبور شد و حتى اربابانش در واشنگتن، لندن و تل‏آويو از او دست كشيدند .

جهان هنوز باور ندارد كه بيست‏سال از انقلاب اسلامى گذشته و جمهورى اسلامى ايران على رغم تمامى تندبادها، و دسيسه‏هاى امريكايى - صهيونيستى ثابت قدم و استوار كه ثبات قدرت و اهميت منطقه اى و بين المللى آن دو چندان شده است .

ادامه نوشته

27

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت نهم

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت نهم

 

«اى مردم! مرگ بر شما! مگر شما نبوديد كه به من نامه نوشتيد و استغاثه كرديد و مرا به يارى خويشتن خوانديد؟! ولى اكنون كه به استغاثه شما پاسخ داده و به فرياد شما رسيده‏ام، شمشيرهاى خود را از نيام به روى من كشيده‏ايد و شعله آتشى را متوجه ما ساخته‏ايد... چه شد كه بعد از آن همه وعده‏ها و دعوت‏ها، صفحه زندگى‏تان ورق خورد و بر ضد دوستان خود گرد آمديد و به نفع دشمنانتان براى منكوب كردن دوستان خود آستين بالا زده‏ايد و دشمنان شما نه عدالت‏گسترى كردند كه شيفته عدالت آنان شويد و نه اميد آينده‏اى بهتر براى شما باقى گذاشتند، تا بهانه دل بستگى شما باشد. شما به خاطر اندكى از مال حرام دنيا كه بنى اميه به شما دادند و براى اين كه به زندگى پست و ناچيزى برسيد، به سوى من حمله مى‏كنيد. بدون آن كه كوچك‏ترين گناهى داشته باشم.»

ولى پس از حادثه كربلا و عاشورا، موجى از بيدارى در جامعه مسلمانان پديد آمد و در پى آن، مردم دريافتند كه حق با اهل‏بيت پيامبر بود و كشندگان آن حضرت، نه تنها به اصول اسلامى پايبند نيستند، بلكه سفاك و مستبدند. از آن‏كه فرزند پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را يارى نكرده بودند، پشيمان شدند و به تدريج دست به اعتراض زدند از جمله:

 

ادامه دارد....

تاملى بر ادبيات عاشورا و هنر دينى

تاملى بر ادبيات عاشورا و هنر دينى

 

داستان نهضت‏حسينى و قصه جانسوز ايثار و شهادت حضرت امام حسين ( عليه‏السلام) و ياران وفادارش، آن چنان بر قلب‏ها تاثير گذارده كه پس از گذشت چهارده قرن از آن حادثه عظيم، غبار كهنگى و فراموشى را بر خود نديده است . گويى هر سال با حلول هلال محرم، خون پاك شهيدان كربلا، در رگ‏هاى تاريخ جوششى تازه مى‏يابد و عاشقان دلسوخته را شوريده‏تر و تشنگان حقيقت را شيفته‏تر مى‏سازد . از اين رهگذر، هنرمند مى‏كوشد تا با الهامات مذهبى به تبيين شكل‏هاى هنرى اين حادثه بپردازد و با ايجاد رابطه عميق بين ريشه‏هاى اصلى و خاستگاه واقعه، با اثر هنرى خويش رابطه‏اى ناگسستنى ايجاد كند .

ادامه نوشته

مطلع

مطلع

 

طلوع حق

بهمن ماه يادآور «ايام اللهى‏»است كه هيمنه قدرتهاى پوشالى‏استكبارى درهم شكست و آمال‏طواغيت جور به افول گراييد. اسلام‏كه تنها يك نام از آن باقى مانده بود،هويت دينى و حقيقى خويش را بازيافت و فرهنگ غنى آن بارهنمودهاى آسمانى امام خمينى- رحمة‏الله‏عليه - و خونهاى پاك شهدااحيا گرديد. يك بار ديگر جهان‏اسلام شايستگى و توان رسيدن به‏سربلندى و سيادت خويش را به‏همت‏بالغه شيعيان، در برابر ديدگان‏حيرت زده همگان تثبيت نمود تا «ان‏العزة لله و للرسول و للمومنين‏» معنايابد.

ادامه نوشته

26

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت هشتم

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت هشتم

 

مردم مسلمان ايران

 

نقش مردم در دو قيام حسينى عليه‏السلام و خمينى قدس‏سره غير قابل انكار است. به واقع، اگر دعوت هجده هزار نفرى كوفيان نبود، امام حسين عليه‏السلام به سوى كوفه حركت نمى‏كرد. مثال‏هاى زيادى در تأييد اين مسأله است. از جمله:

1. امام عليه‏السلام پس از برخورد با سپاه حُر، كه راه را بر او بستند، فرمود: «من پيش شما نيامدم مگر پس از آن كه نامه‏ها و فرستاده‏هايتان رسيد كه نزد ما بيا كه ما پيشوايى نداريم... اگر بر سر پيمان و سخن خويشيد، كه آمده‏ام، و اگر خوش نداريد و نمى‏خواهيد، بر مى‏گردم.»

2. در جاى ديگر، حضرت از انگيزه نامه نگارى و دعوت كوفيان اين گونه ياد مى‏كند: «اِنَّ اَهْلَ الكُوفَةِ كَتَبوُا اَلَىَّ يَسألوننى اَن أقدِمَ عَلَيهِم، لِما اَرْجوُا مِن اِحياءِ مَعالِمِ الْحَقّ وَ اِماته البِدَع»؛ كوفيان به من نامه نوشته و از من خواسته‏اند كه نزد آنان روم؛ چرا كه اميدوارم معالم و نشانه‏هاى حق زنده گردد و بدعت‏ها ميرد.

3. باز امام عليه‏السلام در اين‏باره سخنانى دارد: «مردم! شما به من نامه‏ها نوشتيد و پيام فرستاديد كه به سوى شما بيايم و وعده داديد كه دست از يارى من برنداريد و پيمان شكنى نكنيد. اينك كه من به سرزمين شما آمده‏ام، اگر به عهد خود وفا كنيد، مرا تنها نگذاريد، به هدايت حقيقى مى‏رسيد.»

بنابراين امام عليه‏السلام ، به دعوت كوفيان به آن ديار رفت، ولى آنان خيانت ورزيدند، همان‏طور كه امام حسين عليه‏السلام فرمود:

 

ادامه دارد....

بازشناسى انقلاب اسلامى

بازشناسى انقلاب اسلامى

 

سال 1357 يعنى 29 سال قبل وقتى كه بسيارى از جوانان امروز نبودند، حادثه‏اى بزرگ در ايران اتفاق افتاد، حادثه‏اى كه به «انفجار نور» شهرت يافت و قلب‏هاى مرده را دوباره زندگى بخشيد. فضاى زندگى اجتماعى صفايى ديگر گرفت، باران رحمت الهى گرد و غبارهاى ظلم و جهل و فقر و ياس را زدود. انقلابى بزرگ و بنيادين و همه جانبه در ايران اسلامى پيروز شد و بزرگترين حادثه قرن به رهبرى مردى از تبار پيامبران تحقق يافت. خورشيد انقلاب اسلامى درخشيدن گرفت و سردى و سياهى و ستم از ديار مسلمانان رخت‏بربست.

 

همه جا اميد بود و تلاش، آزادى بود و استقلال، آواى الله، الله، بود و خمينى اى امام. هنوز شيرينى شعارهاى استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى، در اعماق روح فرزندان انقلاب اسلامى وجود دارد.

نسل امروز به شناخت «انقلاب اسلامى‏» نيازى بيشتر و دقيق‏تر دارد و در همين راستا، لازم است مبلغان گرامى خود با ابعاد انقلاب اسلامى بهتر آشنا شوند تا نسل نو را با فرهنگ انقلاب آشنا كنند.

پرسش‏هايى كه مبلغان گرامى‏و همه معلمان و مربيان دلسوز در اين رابطه بايد پاسخ دقيق و درست آن را جست وجو كنند و به نسل امروز بياموزند، فراوان است.

ادامه نوشته

25

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت ششم

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت ششم

 

از خيانت‏هاى بزرگ شاه، جشن تاج‏گذارى وى در سال 1346 بود. بخشى از هزينه‏هاى اين جشن عبارت بود از: تاج شاه با 3380 قطعه الماس، 50 قطعه زمرد، 368 حبه مرواريد به وزن دو كيلو و هشتاد گرم و از نظر قيمت، غير قابل تخمين. تاج همسر شاه با 1646 قطعه الماس و تعداد مشابهى از جواهرات ديگر و طلا به قيمت تخمينى 14 ميليون دلار ساخته شده بود. پيراهن همسر شاه مزين به 40 هزار الماس، وان حمام وى بلورين و به ارزش 75 هزار دلار و هزينه درشكه مخصوص او 150 هزار دلار بود.

بى شك مقايسه يزيدبن معاويه با محمدرضا شاه در شركت و حضور مردم در براندازى رژيم پهلوى نقش ويژه داشته است. اين واقعيت را مى‏توان در سند زير از مجموعه اسناد منتشر شده سفارت آمريكا(=لانه جاسوسى) تحت عنوان نخبگان و توزيع قدرت در ايران يافت:

«روحانيون مسلمان كشور از جمله جسورترين منتقدين شاه به حساب مى‏آيند... در وعظ‏ها، نشريات و مراسم مذهبى شاه را مورد انتقاد قرار مى‏دهند. در يكى از بحث‏هاى مرسوم احساسى، شاه را با يزيد كه مسؤول قتل امام حسين عليه‏السلام در قرن هفتم بود، مقايسه مى‏نمايند. اين رويداد تاريخى شيعه، هسته اصلى اسلام مرسوم در ايران بود و هرساله در صدها نقطه از كشور با برپايى نمايش‏هاى دراماتيك نحوه قتل امام حسين عليه‏السلام و خانواده‏اش را در اذهان زنده مى‏كنند.»

 

ادامه دارد....

حضور دوباره امام عشق

حضور دوباره امام عشق  

عيد "حزب‏الله" مبارك باد . "بهمن" ماه آزادى است . ماه رهايى . ماه مردم و امام . "بهمن" را گرامى داريم، آنسان كه عشق را پاس مى‏داريم . هشدار! كه درگذر ايام "بهمن "فصل تولد دوباره انسان الهى را فراموش كنيم . يادتان هست‏سرتاسر خيابانهاى انقلاب و ميدانهاى آزادى را با گلاب اشكهاى عاطفه شستشو داديم و فضا را پركرديم از عطرو آهنگ دلنشين "اللهاكبر" . و برايوان تاريخ گره كرديم مشتهامان را به‏علامت دستانى كه از آن پس هرگز تسليم نشدند . همه جا نمايش وحدت بود و يكدلى، صفير گلوله بود و فرياد رهايى .

گلخوشه‏هاى سرخ شهادت عزيزانتان را برپهنه سپيد بهمن، صبورانه و استادانه نشانديد . مجسمه‏هاى رذالت و پليدى را پايين كشيديد و "طاغوت" مظهر وابستگى و ستم را از ديار مقدس بيرون كرديد و صحنه را براى شكوهمندترين استقبال تاريخ آماده ساختيد تا حضور دوباره "امام عشق" را شاهد باشيد . ثانيه‏ها، كه هر يك نشان سالها رنج انتظار و مقاومت‏بود، به‏كندى گذشتند . ساعت 9و سى دقيقه و 27ثانيه بامداد 12بهمن 57 فرارسيد و فرشته درآمد، درحالى‏كه ترانه ايمان برلب داشت و نهال جمهورى اسلامى در دستان مباركش شكوفه‏هاى پيروزى را نويد مى‏داد، نهالى كه از 15خرداد پانزده سال پيش‏ازآن با خون دل آبيارى كرده‏بود تا در سرزمين عاشقان به وديعه بگذارد . "امام آمد" و به‏گواهى جهانيان 11سال پس‏از آن كاروان انقلاب را در حوادث سهمگين و توفانزا باصلابتى بى‏نظير رهبرى كرد . و بدين ترتيب از نوادر رهبرانى شد كه از لحظه قيام تا لحظه عروج، آنى درانجام رسالتش ترديد نكرد . هميشه با مردم بود، صادق و دلسوز . آرمانى جز حاكميت دين خدا برپهنه جهان ستمزده معاصر نداشت . شعار و عملش مبارزه با مستكبران بود و دفاع از مظلومان و مستضعفان . و به راستى شما مردم خوب چه جوانمردانه در تمام دوران سخت مبارزه و مقاومت‏برسر پيمانتان با امام وفادارى كرديد . گلزار شهيدان شاهدتان بهترين گواه اين مدعاست . و اينك ...

ادامه نوشته

24

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت ششم

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت ششم

 

از خيانت‏هاى بزرگ شاه، جشن تاج‏گذارى وى در سال 1346 بود. بخشى از هزينه‏هاى اين جشن عبارت بود از: تاج شاه با 3380 قطعه الماس، 50 قطعه زمرد، 368 حبه مرواريد به وزن دو كيلو و هشتاد گرم و از نظر قيمت، غير قابل تخمين. تاج همسر شاه با 1646 قطعه الماس و تعداد مشابهى از جواهرات ديگر و طلا به قيمت تخمينى 14 ميليون دلار ساخته شده بود. پيراهن همسر شاه مزين به 40 هزار الماس، وان حمام وى بلورين و به ارزش 75 هزار دلار و هزينه درشكه مخصوص او 150 هزار دلار بود.

بى شك مقايسه يزيدبن معاويه با محمدرضا شاه در شركت و حضور مردم در براندازى رژيم پهلوى نقش ويژه داشته است. اين واقعيت را مى‏توان در سند زير از مجموعه اسناد منتشر شده سفارت آمريكا(=لانه جاسوسى) تحت عنوان نخبگان و توزيع قدرت در ايران يافت:

«روحانيون مسلمان كشور از جمله جسورترين منتقدين شاه به حساب مى‏آيند... در وعظ‏ها، نشريات و مراسم مذهبى شاه را مورد انتقاد قرار مى‏دهند. در يكى از بحث‏هاى مرسوم احساسى، شاه را با يزيد كه مسؤول قتل امام حسين عليه‏السلام در قرن هفتم بود، مقايسه مى‏نمايند. اين رويداد تاريخى شيعه، هسته اصلى اسلام مرسوم در ايران بود و هرساله در صدها نقطه از كشور با برپايى نمايش‏هاى دراماتيك نحوه قتل امام حسين عليه‏السلام و خانواده‏اش را در اذهان زنده مى‏كنند.»

فجر صادق انقلاب

فجر صادق انقلاب

 

فاصله شب تاريك حكومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب،ده روز خدايى بود، شبهايش همه شب قدر، آرى ... «دهه فجر» پس از آن ده روز، سپيده «روشن جمهورى اسلامى‏» دميد.

«كلمه‏الله‏» بر فراز زمان جاى گرفت و آن روز بزرگ، يكى ديگراز «ايام الله‏» ماندگار تاريخ شد. كاخ‏هايى كه به قيمت ويرانى كوخ‏ها برپا شده بود، به دست كوخ‏نشينان سقوط كرد و محشرى عظيم از اراده مومنان مصمم و مشيت‏تحول آفرين خدا پديد آمد. ديو گريخته بود كه فرشته در آمد. امام، در پيام خدايى‏اش و با دم مسيحايى‏اش در شهيدآباد «بهشت‏زهرا» ، در «صور انقلاب‏» دميد و مردم را در عرصات حق و محشرنهضت، جان بخشيد.

آن ده روز فجر آفرين، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن،اوج آن موج‏هاى خونين و موج آن شطهاى خروشان بود.

بارى... «صبح صادق‏» انقلاب بود و فجر ايمان از مشرق مكتب‏سرزده بود كه به «نماز عشق‏» ايستاديم. با وضويى از خون‏دههاهزار شهيد، برسجاده صدق نشستيم و پيشانى اخلاص بر مهر تعبدنهاديم و دل به «ولايت‏» سپرديم.

ادامه نوشته

23

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت پنجم

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت پنجم

 

عدالت‏طلبى:

 

حركت امام حسين عليه‏السلام و قيام امام خمينى قدس‏سره بر پايه عدالت قرار داشتند. در زيارت اباعبدالله الحسين عليه‏السلام مى‏خوانيم: «شهادت مى‏دهم كه تو به قسط و عدالت دستور دادى و به اين دعوت كردى.» مسلم هم پس از دستگيرى، خطاب به ابن زياد فرمود: «ما آمده‏ايم تا به عدالت فرمان دهيم و به حكم قرآن فرا بخوانيم.» امام خمينى قدس‏سره سخنى مشابه به اين سخنان دارد: «مگر خون ما رنگين‏تر از خون سيدالشهداست. ما چرا بترسيم از اين‏كه خون بدهيم يا اين كه جان مى‏دهيم؟ آن هم در ماجراى دفع سلطان جائرى كه مى‏گفت مسلمانم. مسلمانى يزيد هم مثل مسلمانى شاه بود. اگر بدتر نبود، بهتر نبود.» 

 

امام خمينى قدس‏سره

 

امام حسين عليه‏السلام بارها به مقايسه يزيد با خود و معاويه با على عليه‏السلام پرداخت و از اين مسأله براى برانگيختن مردم به قيام عليه يزيد سود جست. در تأييد اين سخن، مى‏توان به فرازى از كلام امام حسين عليه‏السلام استناد كرد: «به خدا قسم، من به خلافت شايسته‏ترم، پدرم بهتر از پدر اوست، جدم برتر از جد اوست، مادرم بهتر از مادر اوست و خودم بهتر از اويم.»

امام خمينى قدس‏سره نيز با تأسى از قيام عاشورا، به مقايسه محمدرضا پهلوى با يزيد بن معاويه پرداخت. البته، شباهت‏هاى فراوان موجود بين آن دو، مقايسه فرزند رضاخان و فرزند معاوية بن ابوسفيان را هم آسان‏تر و هم براى مردم قابل درك‏تر مى‏ساخت. به نمونه‏اى از اين شباهت‏ها توجه كنيد:

يزيد در سه سال پادشاهى خود، سه جنايت بزرگ را مرتكب شد. در سال 61 هجرى، امام حسين عليه‏السلام و يارانش را به شهادت رساند. در سال 62 هجرى، به مدينه حمله كرد و به مدت سه روز، مردم شهر را كشت، اموال آنان را به غارت برد و زنان آنان را غاصبانه به ملك خود و سربازانش درآورد. در سال 64 هجرى، به بهانه سركوب عبدالله بن زبير، كه در خانه خدا پناه گرفته بود، به مكه حمله برد و خانه خدا را با منجنيق به سنگ و آتش بست.

اى وارثان انقلاب راز پيروزى را نگهداريد

 

اى وارثان انقلاب راز پيروزى را نگهداريد

 

سرانجام پس‏از سالها جنايت و ستم، شب پره خون آشام، در ميان فريادهاى بلند ملت (مرگ برشاه) به سراشيبى سقوط، سرازير شد و به وادى برهوت رهسپار گرديد.

موج خروشانى كه توسط رهبر و معمار انقلاب اسلامى در ايران، حضرت امام خمينى قدس‏سره، پديد آمده بود و توام با عصيان ملى در تمام ادارات، موسسات، نهادها،كارخانه‏ها، بازار و حتى ارتش شده بود شاه را كه سمبل ظلم و جنايت و الگوى‏وحشيگرى و خيانت‏بود، به سقوطى مرگبار كشاند و جهان را وحشت زده كرد. اربابان‏زالوصفت و استثمارگر شاه كه مى‏پنداشتند طرح‏هاى پيشرفته‏شان مى‏تواند حكومت پوشالى‏شاه را نگه دارد، يا لااقل رژيمى را جايگزين او كند كه با تمايلات و هواهاى آنان،سازگار باشد، اين بار سخت‏به وحشت فرو رفته و شگفت زده شدند كه چه شد؟! چگونه‏شاه رفت و قدرت آنان نيز پس از سقوط شاه از بين رفت؟ راستى مگر ممكن است ملتى‏با نداشتن سلاح و نيروى اهريمنى، بتواند رژيمى مسلح را از پاى درآورد و به سقوطوادارد در حالى كه تمام قدرت‏هاى بزرگ دنيا پشتوانه‏هايش مى‏باشند؟

ادامه نوشته

22

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت چهارم

از انقلاب حسينى عليه‏السلام تا انقلاب خمينى قدس‏سره  - قسمت چهارم

 

«اينان با شعار شاه دوستى به مقدسات مذهبى اهانت مى‏كنند. شاه دوستى يعنى غارت‏گرى، هتك اسلام، تجاوز به حقوق مسلمين، سوزاندن نشانه‏هاى اسلام، محو آثار اسلاميت، شاه دوستى يعنى تجاوز به احكام اسلام و تبديل احكام قرآن كريم، شاه دوستى يعنى كوبيدن روحانيت و اضمحلال آثار رسالت، حضرات آقايان توجه دارند، اصول اسلام در معرض خطر است، قرآن و مذهب در مخاطره است، با اين احتمال، تقيه حرام است و اظهار حقايق واجب (ولو بلغ ما بلغ).»

بدعت زدايى: اسلامِ امامِ كربلا و اسلامِ امامِ پانزده خرداد، با بدعت‏گذارى دينى به مخالفت برخاسته‏اند. امام حسين عليه‏السلام در نامه‏اى به بزرگان بصره نوشت: «شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش دعوت مى‏كنم؛ همانا سنت مرده و بدعت زنده شده است».امام خمينى قدس‏سره نيز در اين‏باره فرمود: «ما بايد سعى كنيم تا حصارهاى جهل و خرافه را شكسته، تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدى برسيم و امروز غريب‏ترين چيزها در دنيا همين اسلام است و نجات آن قربانى مى‏خواهد و دعا كنيد من نيز يكى از قربانى‏هاى آن گردم.»

 

شهادت‏خواهى: اسلام حسينى عليه‏السلام و اسلام خمينى قدس‏سره ، بر عنصر شهادت‏طلبى استوارند. در يكى از نيايش‏هاى امام حسين عليه‏السلام در روز عاشورا چنين مى‏خوانيم: «خدايا! دوست دارم كه كشته شوم و زنده گردم، هفتاد هزار بار در راه اطاعت و محبت تو، به خصوص اگر در كشته شدنم نصرت دين تو و زنده شدن فرمانت و حفظ ناموس شريعت تو نهفته باشد.» امام قدس‏سره نيز به تأسى از قيام عاشورا گفت: «مرگ سرخ، به مراتب بهتر از زندگى سياه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته‏ايم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهانى با سرافرازى بايستند».

 

ادامه دارد....

21

20

متن کامل بیانات حضرت امام خمینی ( قدس سره ) در بهشت زهرا – 12 بهمن ماه 1357

 

چکیده:

من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید

ادامه نوشته

19

18

17