از انقلاب حسينى عليهالسلام تا انقلاب خمينى قدسسره - قسمت نهم

از انقلاب حسينى عليهالسلام تا انقلاب خمينى قدسسره - قسمت نهم
«اى مردم! مرگ بر شما! مگر شما نبوديد كه به من نامه نوشتيد و استغاثه كرديد و مرا به يارى خويشتن خوانديد؟! ولى اكنون كه به استغاثه شما پاسخ داده و به فرياد شما رسيدهام، شمشيرهاى خود را از نيام به روى من كشيدهايد و شعله آتشى را متوجه ما ساختهايد... چه شد كه بعد از آن همه وعدهها و دعوتها، صفحه زندگىتان ورق خورد و بر ضد دوستان خود گرد آمديد و به نفع دشمنانتان براى منكوب كردن دوستان خود آستين بالا زدهايد و دشمنان شما نه عدالتگسترى كردند كه شيفته عدالت آنان شويد و نه اميد آيندهاى بهتر براى شما باقى گذاشتند، تا بهانه دل بستگى شما باشد. شما به خاطر اندكى از مال حرام دنيا كه بنى اميه به شما دادند و براى اين كه به زندگى پست و ناچيزى برسيد، به سوى من حمله مىكنيد. بدون آن كه كوچكترين گناهى داشته باشم.»
ولى پس از حادثه كربلا و عاشورا، موجى از بيدارى در جامعه مسلمانان پديد آمد و در پى آن، مردم دريافتند كه حق با اهلبيت پيامبر بود و كشندگان آن حضرت، نه تنها به اصول اسلامى پايبند نيستند، بلكه سفاك و مستبدند. از آنكه فرزند پيامبر صلىاللهعليهوآله را يارى نكرده بودند، پشيمان شدند و به تدريج دست به اعتراض زدند از جمله:
ادامه دارد....