شرح وضعيت جنگ تا فتح خرمشهر

شرح وضعيت جنگ تا فتح خرمشهر

آغاز جنگ عليه جمهوري اسلامي ايران و حمله به دولتي كه هنوز مستقر نشده و ساختارهاي قديم و جديد آن به طور كامل سمت و سوي خود را بازنيافته فشار بسيار زيادي را به جمهوري اسلامي وارد ساخت. در اين ميان، مهم ترين مسئله، درهم ريختگي نيروهاي مسلح سنتي و عدم شكل گيري و مسلح نشدن نيروهاي نظامي انقلابي (سپاه و بسيج) بود كه اين امكان را براي دشمن فراهم كرد تا به آساني، به هدف هاي بزرگي دست يابد. با اين حال، وجود دو عامل، مانع از آسيب ديدن نظام جمهوري اسلامي شد: نخست، انگيزه انقلابي مردم و دوم، رهبري مقتدر و شايسته حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه اين عوامل علاوه بر غلبه بر وضعيت انفعالي و آزادسازي مناطق اشغالي، در دوره تنبيه متجاوز و ورود به داخل خاك عراق و همچنين تا پايان جنگ درمهار بحران ها و حوادث بزرگ كارساز بودند.
در حالي كه بخش هاي وسيعي از سرزمين ايران، به ويژه مناطق نفت خيز كه شاهرگ اقتصادي كشور به شمار مي رفتند در اشغال دشمن قرار داشتند، نظام انقلابي براي حفظ و تثبيت خود و نيز حفظ مشروعيت انقلابي، مي بايست كارآمدي خود را در اداره و حل جنگ نشان مي داد، درغير اين صورت و نيز چنانچه قادر به آزادسازي سرزمين ها نمي بود، مي بايست در سازش ديپلماتيك علاوه بر تن دادن به شروط دشمن، خود نيز قدرت را واگذار كرده و از آرمان هاي انقلابي عدول مي كرد.
در اين راستا، شكاف در رأس قدرت و يكپارچه نبودن حاكميت مانع بزرگي به شمار مي رفت. عدم تطابق هدف هاي رئيس جمهور مخلوع وقت با افكار عمومي و نيز دوگانگي آن با دولت، برتري نظامي درصحنه جنگ را با مشكل جدي مواجه ساخته بود، به ويژه آن كه ارتش نيز در اختيار رئيس جمهور قرار داشت. با وجود اين وضعيت روانه شدن نيروهاي حزب اللهي و مردمي به جبهه، در ابتدا توانست از پيشروي بيشتر عراق جلوگيري كند. كارآمدي اين نيروها به اندازه اي بود كه توانستند دشمن را تا 35 روز، از دستيابي به خرمشهر ناكام بگذارند و از تسلط كامل ارتش عراق بر آبادان جلوگيري كنند.
مرحله آزادسازي ناموفق
پس از مرحله جنگ چريكي و مردمي، ارتش با فرماندهي رئيس جمهور مخلوع وقت عمليات هاي كلاسيك را براي آزادسازي سرزمين هاي اشغالي، آغاز كرد. نخستين عمليات ارتش در 23 مهر 1359 در محور دزفول (جسر نادري) انجام شد كه موفقيتي در پي نداشت. عمليات دوم به نام هويزه، در 15 دي 1359 انجام شد، اما اين عمليات نيز با موفقيت روبه رو نشد و با وجود انهدام اوليه دشمن، به دليل توان بالاي زرهي ارتش عراق، صحنه نبرد عليه ايران مغلوبه شد و دشمن توانست تعداد زيادي تانك و تجهيزات ارتش ايران را از آن خود كند. عمليات سوم در 20 دي 1359 در محور جاده ماهشهر- آبادان صورت گرفت. در اين عمليات كه رهبري آن با ارتش بود، 30 درصد از نيروهاي شركت كننده، رزمندگان سپاه بودند، به دليل پيروي نيروها از روش كلاسيك و عدم وجود توازن ميان ارتش عراق و ارتش ايران، اين عمليات نيز به شكست انجاميد. از اين پس، تعدادي عمليات غيركلاسيك و محدود نيز انجام شد كه موفقيت هاي نسبي در پي داشت و به تدريج موجب كادرسازي و افزايش اعتماد به نفس در نيروهاي خودي براي تصميم گيري هاي بزرگ تر شد.
بحران هاي داخلي
پس از شكست عمليات هاي كلاسيك به رهبري بني صدر، رئيس جمهور جنگ را از جبهه ها به داخل كشور كشاند. اتحاد وي با گروهك تروريستي منافقين، موجب تشديد درگيري و چالش در درون حكومت و به راه افتادن جنگ مسلحانه در كشور شد كه شهادت بسياري از مردم كوچه و بازار و همچنين شماري از برجسته ترين نيروهاي انقلابي همچون آيت الله بهشتي، حجت الاسلام باهنر و آقاي رجايي را در پي داشت. در اين وضعيت، جبهه هاي جنگ دومين هدف توجه ملي به شمار مي رفت، نظام سياسي كه موجوديت خود را از ناحيه دشمن بيروني در خطر مي ديد، نخست، مي بايست خود را از تعرض دشمن داخلي نجات داده و حفظ مي كرد. بنابراين، با عزل رئيس جمهور ا زقدرت و سركوب سازمان منافقين خلق، بحران فروكش كرد و امكان رويكرد مجدد به مسئله جنگ فراهم شد. با اين تفاوت كه اين بار، با يكپارچگي حاكميت و امكان نيروهاي انقلابي براي ايفاي نقش در صحنه نبرد، زمينه بيرون راندن ارتش عراق بيش از پيش فراهم شد.
شروع سلسله عمليات هاي موفق موسوم به «طرح كربلا»
دروضعيت جديد، سپاه و بسيج دركانون تصميم گيري و اقدام حضور يافتند و با بهره مندي از توان ارتش، دور جديدي از عمليات هاي نظامي را طراحي كردند و قرارگاه مشترك ارتش سپاه. سلسله عمليات «طرح كربلا» را به اجرا گذاشت. هنوز سه ماه از ماجراي خرداد 1360 (بحران داخلي) نگذشته بود كه عمليات ثامن الائمه(ع) در 5مهر 1360 در محور آبادان و با هدف شكستن محاصره اين شهر، با موفقيت كامل انجام شد. اين پيروزي كه بيش از هر چيز، مرهون روش جديد در جنگ بود و با اتكا به روش هاي مردمي و غيركلاسيك انجام شده بود و همچنين وحدت و همدلي نيروهاي مسلح درآن نقش داشت، زنگ خطر جدي براي ارتش عراق به شمار مي رفت. پس از اين عمليات نيروهاي خودي بدون از دست دادن زمان و با جمع كردن نيرو و تجهيزات، عمليات دوم رابا نام «طريق القدس» در محور بستان و در 8 آذر 1360 انجام دادند. مهم ترين ويژگي اين عمليات، گذاشتن فلش حمله از زمين هاي رملي بود كه دشمن براساس روش كلاسيك، امكان حمله از اين محور را منتفي مي دانست، اما چنين شد و با آزاد شدن شهر بستان، پيروزي بزرگ ديگري به دست آمد. اين موفقيت، فرماندهان ارتش و سپاه را برآن داشت كه به اجراي عمليات ادامه دهند و از شوك وارد شده به دشمن به گونه اي شايسته بهره برداري كنند. از اين رو، طي سه ماه، سپاه تلاش زيادي براي افزايش تيپ ها و لشكرهاي خود به كار بست تا نبرد بعدي، بزرگ تر از عمليات گذشته طراحي و اجرا شود. به ويژه آن كه پيروزي هاي قبلي، موجب افزايش روحيه و تجربه نيروها شده بود. بدين سان، فرماندهان مصمم شدند دراسفندماه 1360، عمليات ديگري را آغاز كنند، اما پيشدستي عراق و حمله به «چزابه» موجب به تعويق افتادن زمان عمليات شد. حمله عراق چنان سنگين و ادامه دار بود كه احتمال لغو عمليات نيز مي رفت، اما استقامت نيروها و فرماندهان موجب شد، حمله عراق مهار شود و بدين ترتيب، عمليات فتح المبين در فروردين 1361 و هم زمان با نخستين روزهاي عيد نوروز، آغاز شد. عمليات فتح المبين در مقايسه با عمليات قبلي(طريق القدس) از وسعت بيشتر و هدف هاي مهم تري برخوردار بود. همچنين، براي اين عمليات نيرو و امكانات بسيار بيشتري فراهم شده بود. درمجموع، رزمندگان اسلام پس از هشت روز نبرد، با دستيابي به هدف هاي موردنظر، به بزرگ ترين پيروزي جنگ دست يافتند. شوق و شور ناشي از اين فتح بزرگ نظامي، تمام كشور را فرا گرفت و امام خميني(ره) اين حماسه بزرگ را «فتح الفتوح» ناميدند و متواضعانه فرمودند: «من بر دست و بازوي رزمندگان بوسه مي زنم و براين بوسه افتخار مي كنم.»
فتح الفتوح مقدمه آزادي خرمشهر
پس از عمليات فتح المبين، يك گام ديگر تا آزادسازي كامل مناطق استراتژيك باقي مانده بود و آن، آزادي خرمشهر به عنوان نماد توازن سياسي- نظامي بود، كه بدين ترتيب، استراتژي عراق و متحدان بين المللي و منطقه اي آن به طور كامل به شكست مي انجاميد و اراده ديني و ملي ملت ايران درسخت ترين شرايط تاريخي (كه در دوران معاصر نظير نداشت) تحقق مي يافت. بدين ترتيب، عمليات بيت المقدس با هدف آزادسازي خرمشهر در 10 ارديبهشت 1361 تنها 40 روز پس از عمليات فتح المبين آغاز شد. اما حساسيت و اهميت هدف هاي ايران و عراق در اين منطقه موجب شد كه عمليات به مدت 25 روز به درازا بكشد. ولي درنهايت رزمندگان اسلام، در حالي كه در شرايط بسيار دشوار آب و هوايي (گرماي سخت تابستان جنوب) مي جنگيدند، دراوج اقتدار، خرمشهر را آزاد كردند. عمليات بيت المقدس از نظر توان ارتش عراق، وسعت منطقه درگيري و نيز موانع بسيار، چنان بزرگ و شگفت انگيز بود كه امام خميني(ره) هشتم خرداد 1361 فرمودند:
«فتح خرمشهر يك مسئله عادي نبود، اينكه 15 الي 20 هزار نفر به صف براي اسارت بيايند و تسليم شوند مسئله عادي نيست، بلكه مافوق طبيعت است.»
تغيير موازنه
به نفع جمهوري اسلامي ايران
پيروزي هاي دوران آزادسازي كه در چهار عمليات و در مدت 9 ماه تحقق يافت، موازنه نظامي- سياسي را به نفع ايران تغيير داد. مهم تر از آن چند عمليات اين دوره، يكي پس از ديگري از جنبه نيروي انساني و يگان هاي درگير و همچنين گستره جغرافيايي، دامنه وسيع تري يافت و نتايج هركدام از آنها، ضمن آن كه هدف هاي ديگري را تكميل مي كرد، به طورمستقل، نيز از اهميت ويژه اي برخوردار بود. همچنين، تسلسل عمليات هاي موسوم به «كربلا» به گونه اي طراحي شد كه هدف هاي اساسي و كلان را دنبال كند. عمده ترين اين هدف ها عبارتند از: آزادسازي مناطق اشغالي و انهدام ارتش عراق، كه پس از پايان دوره آزادسازي تقريباً به طور كامل تحقق يافت. سرزمين هاي اشغالي جنوب كشور كه مهم ترين برگ برنده عراق به شمار مي رفت، كاملا آزاد شد. در عمليات فتح المبين و بيت المقدس 34000 تن از نيروهاي عراق به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. همچنين ،تنها در عمليات بيت المقدس 16000 تن از آنها كشته شدند. علاوه بر اين، در اين دو عمليات، 511 دستگاه تانك و نفربر، 38 فروند هواپيما و 80 قبضه توپ از ارتش عراق منهدم شد و شماري بيش از اين (به جز هواپيما) به غنيمت درآمد. بدين ترتيب دوره اول با ناكامي دشمنان در برابر اراده خدا و ملت به پايان رسيد و در حالي كه جنگ نيز مي توانست پايان يابد، اما تصميم قدرت هاي بزرگ به استمرار حمايت از عراق و خرد كردن اراده انقلابي در ايران، موجب شروع دوره دوم جنگ در خاك عراق شد.