آسيبشناسى فرهنگ سياسى عاشورا

الف) نقش اسيران كربلا در معمارى فرهنگ عاشورا
ب) نقش امامان معصوم(ع) در معمارى فرهنگ عاشورا.
بخش دوم مقاله كه پيكره اصلى آن را تشكيل مىدهد، به موضوع آسيبشناسى فرهنگ عاشورا و بررسى برخى نقطه ضعفها و پارهاى آفتها مىپردازد؛ ضمن آنكه به شيوه درمان نيز اشاره مىكند، تا نقش سازنده و منزلت رفيع اين فرهنگ در ساختار سياسى اجتماعى جامعه مشخص گردد.
اين بخش، خود از دو قسمت تشكيل مىشود: بايستهها و نبايستههاى فرهنگ عاشورا. در قسمت نخست، سه عنوان كلّى مورد توجه است:
1. ارتكاب گناه و تخلّف از شرع
2. سست كردن پايههاى دين و مذهب
3. تحريف لفظى و معنوى عاشورا.
طىّ اين سه عنوان مشخص مىشود كه رعايت نكردن هر يك از اينها و انجام كارهايى كه تحريف عاشورا است يا موجب تحريف عاشورا مىگردد، خطر بزرگى است كه موجب كم رنگ و يا بىاثر شدن اين فرهنگ سازنده مىشود.
در قسمت دوم نيز اهداف عاشورا، در سه بعد طبقه بندى مىشود:
1. احياى ارزشهاى انسانى،
2. احياى ارزشهاى اسلامى (بطور عام)،
3. احياى ارزشهاى عرفانى.
عاشورا، اين سه را، يكجا، به نحو بسيط و يگانه در خود داشت و عزاداران و سوگواران امامحسين(ع)، بايد اين اهداف را دقيقاً بشناسند، و هر كجا كم توجهى و غفلتى مشاهده مىشود، نسبت به ترميم آن حسّاس باشند.
به اعتقاد نويسنده توجه به اين بايستهها، و پرهيز از آن نبايستهها، موجب مىشود، فرهنگ عاشورا، اين سرمايه بزرگ اسلامى، انسانى، در جايگاه واقعى اجتماعى خود قرار گيرد و تمامى ابعاد سياستهاى كلان اجتماعى را متأثر از خود گرداند.
مقدّمه: معمارى فرهنگ عاشورا
الف. نقش اسيران كربلا در معمارى فرهنگ عاشورا
تاريخنگار شاخص حادثه عاشورا، ابومخنف،به نقل از يكى از شاهدان واقعه نينوا، ابنقيس تميمى حكايت كند: هر چيزى را فراموش كنم، سخن زينب(س) دخت فاطمه(س) را هنگام مرور بر جسم چاك چاك برادرش حسين(ع)، وقت رفتن به كوفه فراموش نمىكنم كه مىگفت:
«يا محمداه، يا محمداه، صلى عليك ملائكة السماء هذا الحسين بالعراء مرمل بالدماء مقطّع
الاعضاء، يا محمداه و بناتك سبايا، و ذريّتك مقتّلة، تسفى عليها الصبا.» زينب، با اين سخنان دوست و دشمن را به گريستن واداشت.
«اى جدّم، اى رسول خدا، درود فرشتگان آسمان بر تو باد، اين پيكر قطعه قطعه و غلطيده در خون حسين توست. يا رسول الله، دخترانت اسير و جگر گوشهگانت كشته و نسيم مشرق بر جسم چاك چاك آنان در بيابان مىوزد.» پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول رو در مدينه كرد يا ايها الرسول اين كشته فتاده به هامون حسين تُست وين صيد دست و پازده در خون حسين تُست اين نخلتر كز آتش جان سوز تشنگى دود از زمين رسانده به گردون حسين تُست اين ماهى فتاده به درياى خون كه هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسين تُست با اين سخنان سراسر آه و سوز زينب سلام الله عليها كه در آغاز سفر اسارت به كوفه و شام بيان شد، فصلى جديد از حادثه خونبار كربلا رقم خورد. اكنون عاشورا پايان يافته بود و وظيفه پيامآوران عاشورا، اسيران دشت كربلا، به ويژه زينب(س) صيانت از آن بود. پيام شهيدان طفّ براى ابديّت تاريخ بشرى بايد حفظ مىشد. عاشورا حادثهاى ساده و گذرا نبود، عاشورا براى جاودانگى وحى و اسلام و حفاظت از پيام آسمانى پيامبر خاتم(ص) پديد آمده بود. «حسين منّى و انا من حسين» و براى تحقق دقيق و كامل اين رسالت عظيم چارهاى جز تبديل عاشورا به يك فرهنگ و مكتب نبود، فرهنگى كه تا اعماق زندگى فردى و اجتماعى انسانها تا ابد نفوذ كند و مكتبى كه درسهاى دين خاتم را براى سعادتى جاودانه، به گوش تمامى انسانهاى عاشق حقّ و شيفته انسانيّت و عدالت و توحيد و آزادگى برساند و بياموزند كه : «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا.» رسالت شاهدان مصيبت عظماى طفّ، از حضرت زينب و امام سجاد تا امامان معصوم ديگرعليهمالسلام آن بود كه اوّلاً عاشورا به فراموشى سپرده نشود، ثانياً از خطر تحريف مصون بماند و نگذارند دست تحريفگران بر دامان پاك آن رسد. در اين صورت بود كه مىتوانست شعارها و اهداف عاشورا تا ابد چراغى فراروى خيل عظيم مشتاقان حقّ و عدالت قرار گيرد. البته عظمت مصيبت و ژرفاى رزيّه كربلا، (مصيبة ما اعظمها و اعظم رزيتها فى الاسلام و فى جميع السماوات و الارض) به حدّى بود كه در اوان پيدايش آن، هر احساسى را جريحهدار مىكرد و دوست و دشمن را به تفكر و انديشه وا مىداشت و از اين رو از نخستين روزهاى مصيبت كربلا، قيامهاى مختلف شكل مىگيرد و از همين جهت است كه عدّهاى از بزرگان و خواصّ اسلامى و پارهاى از صحابه پيامبر را وادار به روشنگرى و عكسالعمل و دفاع از سيره و روش حسين بن على(ع) و زنده نگه داشتن ياد و نام او مىكند. مثلاً در مجلس ابنزياد، هنگامى كه زيدبن ارقم، جسارت عبيدالله را بر لب و دندان رأس بريده سيدالشهدا، مشاهده كرد، تاب نياورده و شجاعانه به ابنزياد عتاب مىكند: امير سركش و مغرور كوفه،
«اعل هذا التقضيب عن هاتين الثنيتين، فوالذى لا اله غيره لقد رأيت شفتى رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم على هاتين الشفتين يقبّلهما؛
چوب دستىات را از اين دندانها دور كن، قسم به پروردگارى كه جز او خدايى نيست، با چشمان خود، لبان رسول الله(ص) را بر اين لب ديدم كه بر آنها بوسه مىزد.» زيد بن ارقم اين سخن را گفت و با گريه مجلس را ترك كرد و به آنان كه بيرون مجلس، گرد آمده بودند اعلام كرد:
«انتم يا معشر العرب العبيد بعد اليوم، قتلتم ابنفاطمة و امّرتم ابنمرجانة فهو يقتل خياركم و يستعبد شراركم، فرضيتم بالذل، فبعداً لمن رضى بالذلّ؛
شما اى گروه عرب، پس از امروز بندگانى بيش نخواهيد بود. فرزند فاطمه را كشتيد و فرزند مرجانه را امير خود ساختيد تا خوبانتان را به قتل رساند و بدانتان را به بندگى كشاند و بدينسان به ذلّت راضى شديد، واى بر آنان كه تن به ذلّت دهند.» با اين جملات، زيدبن ارقم با شيوايى و رسايى كامل به پيام عزتبخش و غرورآفرين عاشورا اشاره كرد. نمونه ديگر در مسير زنده نگه داشتن نام كربلا و اباعبدالله(ع)، زيارت اربعين جابربن عبدالله انصارى، صحابى بزرگوار پيامبر اكرم(ص) است. عطية بن سعدبن جناده(م111ه'ق) كه همراه جابر بوده، گويد: «جابر غسل كرد و خود را شبيه مُحرمان ساخت و به سعد خوشبو كرد و چون نابينا بود دستش را گرفته و به قبر مطهر رسانيدم، پس بيهوش شد، آب بر او پاشيدم، به حال آمد و با سوز دل سخنانى جگر سوز به آن حضرت عرض كرد و آنگاه بر شهدا سلام كرد و گفت: ما نيز در ثواب اين فيض بزرگ و جهاد و شهادتى كه نصيب شما گشت، شريك مىباشيم. چرا كه نيّت من و اصحابم، همان نيت حسين(ع) و اصحاب اوست و از پيامبر اكرم(ص) شنيدم كه: هر كس عمل قومى را دوست دارد، با ايشان در ثواب آن عمل شريك باشد.» اينها نمونههايى از تلاشهاى مقدسى است كه براى حفظ عاشورا و انتقال پيام آن به جامعه اسلامى آن روز صورت گرفت. ولى از آنجا كه حوادث هر چه قدر بزرگ باشند، گذر زمان يا موجب فراموشى آنها مىشود و يا لا اقل مانع انتقال اهداف و پيام واقعى آنها به نسلهاى بعدى مىگردد، براى صيانت از عاشورا و اهداف بلند آن، نقش اصلى و اساسى بر دوش خود اهل بيت(ع) بود. از ميان اهل بيت(ع)، در مرحله نخست اين نقش بر دوش حضرت زينب(س) و امام سجاد(ع) و ديگر اسيران كربلا، كه خود شاهد آن صحنههاى دلخراش بودند و با تمام وجود آن مصيبت عظمى را به جان خريده و تحمّل كرده بودند، واگذار شده بود كه با سخنان آتشين و غرورآفرين خود در ايام اسارت و استفاده از فرصتهاى مهمى كه در مجلس ابنزياد و يزيد و در كوفه و شام و پس از ايام اسارت به دست مىآمد، مانع از فراموشى خاطره سيدالشهدا(ع) و اهداف او شوند. زينب(س) كه با آن همه داغ و مصيبت، در مجلس ابنزياد با دنيايى از ابهت و بزرگى حاضر شد، سه بار، امير مغرور كوفه خواستار معرفى او شد ولى پاسخى نشنيد، سرانجام يكى از كنيزان، او را معرّفى كرد، ابنزياد رو كرد به زينب و گفت: «سپاس خدايى را كه رسوايتان گردانيد و شما را به قتل رسانيد و دروغتان را آشكار گردانيد.» اين سخنان نه تنها حكايت از عمق كينه امويان با خاندان وحى داشت، كه حقد آنان را نسبت به پيام آسمانى و رهايى بخش آنان نيز آشكار مىساخت. امّا زينب در پاسخ فرمود:
«الحمدلله الذى اكرمنا بمحمد صلى الله عليه و اله و سلم و طهّرنا تطهيرا، لا كما تقول انت، انما يفتضح الفاسق و يكذّب الفاجر؛
سپاس پروردگارى را كه با پيامبر خاتم(ص) اكراممان نمود و ما را پاكيزه و طاهر گردانيد؛ آنچنان كه تو مىگويى نيست. همانا اين فاسق است كه رسوا مىگردد و انسان فاجر است كه دروغش آشكار مىشود.» اين سخنان و گفت و گو و اتفاقات كه خوشبختانه همگى در سينه تاريخ ثبت است، بهخوبى نشان مىدهد كه چگونه با درايت و درك درست شرايط، خاندان امامحسين(ع)اززمينههاى به دست آمده، بهره مىجستند براى آنكه، پيام شهيدان كربلا رابهجامعه غفلت زده و خواب آلود توسط بنىاميه برسانند و با عاشورا، يك فرهنگ پديد آورند؛ فرهنگى مبتنى بر آموزههاى دقيق وحيانى كه در عترت طاهره(ع) به وديعت گذارده شده بود.
ب. نقش امامان معصوم(ع) در معمارى فرهنگ عاشورا
پس از شاهدان حاضر در صحنه كربلا، نوبت به ديگرامامان معصوم(ع) مىرسد تا اين فرهنگ را عمق بخشند و بنيان آن را هر چقدر رفيعتر گردانند. در اين ارتباط، به پارهاى از مقولات و مفاهيم كليدى مىتوان اشاره داشت.
1. گريستن و گريانيدن
گريستن در مصيبت سيدالشهدا، به عنوان عبادتى ارزشمند كه موجب تقرّب الى الله مىشود، مورد تأكيد، عترت طاهره(ع) بوده است. امام هشتم به ريّان بن شبيب فرمود: «يا ابنالشبيب ان كنت باكياً لِشى فابك للحسين بن على بن ابىطالب؛ اگر بر چيزى مىگريى، بر حسين مويه كن.» در همين باب علّامه مجلسى(ره) در بحارالانوار، با نام «ثواب البكاء على مصيبته و....» سى و هشت روايت در فضيلت گريه بر سيدالشهدا و ساير ائمه گزارش كرده است.
2. مرثيهسرايى
از ابزارهاى مهم براى جاودانه كردن حوادث تاريخى، استفاده از هنر، از جمله شعر است. امامان معصوم(ع) در اين ارتباط تأكيد فراوانى داشتند و شاعران مرثيهسراى سالار شهيدان را تشويق و مورد تفقد قرار مىدادند، از آنان مىخواستند سرودههاى خود را در حضور ايشان بخوانند و به آنان ارزش والاى به كارگيرى اين هنر را در رثاى سيد شهيدان(ع) يادآور مىشوند. زيد شحام گويد: با گروهى از كوفيان در حضور امام صادق(ع) بوديم كه جعفر بن عفان وارد شد، امام، او را فرا خواند و نزد خويش جاى داد، آنگاه به او فرمود: شنيدهام در رثاى امامحسين(ع) مرثيهسرايى مىكنى؟ گفت: آرى. فرمود: بخوان. جعفر شروع به خواندن مرثيه خود كرد و امام و تمامى اطرافيان شروع بر گريستن كردند تا اينكه قطرات اشك بر سيما و محاسن حضرت نشست. آنگاه خطاب به جعفر فرمود: فرشتگان مقرّب الهى، سروده تو را شنيدند و آنان نيز مويه كردند. و در پايان فرمود: [*]. نك: مقاله «بعد سياسى و احياى عاشورا از منظر فقه».
«ما من احد قال فى الحسين شعراً فبكى و ابكى به الّا اوجب الله له الجنة وغفر له؛
كسى كه در رثاى حسين شعرى مىگويد پس گريه نمىكند يا نمىگرياند مگر آنكه خداوند بهشت را براى او مقرر مىكند و او را مىبخشايد.»
3. زيارت و ياد امام حسين(ع) در هر حال
از مهمترين عوامل تبديل عاشورا به يك فرهنگ و انديشه و تداوم آموزههاى آن، تأكيد فراوان ائمه اطهار(ع) بر زيارت كربلا بوده است. در طول سال كمتر زمان مهمى را مىتوان سراغ گرفت كه زيارت كربلا از جمله اعمال و آداب آن نباشد. شبهاى قدر، شبهاى عيد فطر و قربان، عرفه، نيمه شعبان، اربعين، عاشورا، و حتى هر شب و روز جمعه، زيارت امامحسين(ع) مورد تأكيد قرار گرفته است. در وسائلالشيعه، بابى وجود دارد با نام «باب تأكّد استحباب زيارة الحسين بن على(ع) و وجوبها كفاية». در اين باب چهل و هشت روايت گزارش شده است. و در باب پس از آن، «باب كراهة ترك زيارة الحسين(ع)» بيست و يك روايت نقل شده است. محمد بن مسلم از امام باقر(ع) روايت كرده است:
«مروا شيعتنا بزيارة قبر الحسين(ع) فان اتيانه يزيد فى الرزق و يمدّ فى العمر و يدفع مدافع السوء، و اتيانه مفترض على كلّ مؤمن يقرّله بالإمامة من الله؛
شيعيانمان را به زيارت مرقد حسين(ع) امر كنيد، همانا آمدن به زيارت او، روزى را افزون، عمر را طولانى و روزنه بديها را مىبندد و آمدن به زيارت او بر هر مؤمنى كه به امامت الهى او اقرار دارد، واجب است.» استحباب زيارت امامحسين(ع) حتى از مكانهاى دور براى زنان، تكرار اين زيارت به قدر امكان، پياده روى به سوى كربلا و زيارت امامحسين(ع)، زيارت به نيابت از ديگران، عناوينى است كه در روايات مورد تأكيد و اهتمام فراوان است. حتى زيارت امامحسين(ع) در حال خوف مستحب است. سلام گفتن بر آن امام شهيد نزديك و دور ندارد، از مكان دور نيز زيارت و سلام بر آن حضرت استحباب دارد. امام صادق(ع) به سدير فرمود: بر بام خانهات رو، به جانب راست و چپ رو كن، سپس بر آسمان نظر افكن، آنگاه رو به جانب كربلا كن و بگو:
«السلام عليك يا اباعبدالله، السلام عليك و رحمة الله و بركاته. اين كار تو ارزش يك حج و عمره دارد.» براى زنده نگاه داشتن ياد امامحسين(ع) از جمله مستحبات، ذكر نام ايشان و لعن بر قاتلان او پس از نوشيدن آب است، چنانكه امام صادق(ع) به داود رقى فرمود.[
4. تربت و حائر حسينى(ع)
خاك كربلا و حائر حسينى(ع) جايگاهى ويژه در معارف اهل بيت(ع) دارد. اهانت به تربت اباعبدالله(ع) حرام است. در آغاز زندگى، بر اساس روايات مأثوره از امامان معصوم(ع) كام نوزادان با تربت سيدالشهدا برداشته مىشود. حسين بن ابىالعلاء گويد: شنيدم امام صادق(ع) مىفرمود:
«حنّكوا اولادكم بتربة الحسين(ع) فانها امان؛
كام فرزندانتان را با تربت حسين(ع) برداريد، همانا، آن امان است.» در وسايلالشيعه بابى مطرح است تحت عنوان: «باب استحباب استشفاء بتربة الحسين(ع) و التبرك بها و تقبيلها و تحنيك الاولاد و استحبابها عند الخوف و عندالمرض.» بر اساس روايات و فتواى فقها، سجده بر تربت امامحسين(ع) افضل از سجده بر هر چيز ديگر است، چون حجابهاى هفتگانه را مىدرد. مستحب است از تربت سيدالشهداء تسبيح تهيه شود و همواره همراه او باشد، هر چند با آن تسبيح نگويد، تسبيح محسوب مىگردد. همراهى با تربت سيدالشهداء(ع) از لحظه ميلاد و كام برداشتن شروع مىگردد تا پايان حيات دنيوى و آغاز حيات اخروى تداوم مىيابد. در وسايلالشيعه، شيخ حرّ عاملى، در ابواب تكفين، بابى گشوده است با نام: «باب استحباب وضع التربة الحسينية مع الميت فى الحنوط و الكفن و فى القبر» و در آن به نقل رواياتى در اين زمينه، مىپردازد. اهميت تربت كربلا و حائر حسينى در آموزههاى اهل بيت(ع) آنچنان است كه فرمودهاند؛ مسافر بين قصر و تمام خواندن نماز در آن مكان مقدس مخيّر است. علاوه بر اين دعا خواندن زياد و طلب حاجت در نزد قبر آن حضرت از مستحبات است. ابنفهد حلّى فرموده، روايت است كه خداوند در مقابل شهادت امامحسين(ع) چهار خصلت به او عطا فرموده است:
«جعل الشفا فى تربته و اجابة الدعاء تحت قبته و الائمة من ذريّته و ان لا تعد ايام زائريه من اعمارهم؛
شفاى از بيمارىها و معالجه دردها با تربت سيدالشهدا، مستجاب شدن دعا در زير قبّه حسينى، امامان معصوم ازذريّه او بودن و محسوب نشدن ايام زيارت كربلا از عمر زائر.» آنچه گذشت، گزارشى بسيار فشرده و مختصر از جايگاه سيدالشهدا، كربلا و عاشورا در معارف اسلامى و آموزههاى اهل بيت(ع) بود، براى نشان دادن اين حقيقت كه؛ اگر چه عاشورا يك صبح تا شب بيشتر نبود و چند ساعتى به پايان رسيد ولى تأسيس فرهنگ عاشورا و مكتب عزادارى دهها سال به طول انجاميده است، اگر يك امام معصوم به همراه اصحاب و ياران و خاندان خويش عاشورا آفريد، نُه امام معصوم ديگر، در حراست و حفاظت از آن و رساندن پيام واقعى و اصيل آن به مسلمانان بلكه همه جهانيان در تمامى گستره تاريخ تا ظهور دولت عدل جهانى امام منتظر(عج) به تلاش همهجانبه برخاستند و با اين تلاش سرمايهاى جاويدان و گرانبها را براى حقّ جويان پديد آوردند.
آسيبشناسى فرهنگ سياسى عاشورا
پس از آفرينش عاشورا توسط شهيدان كربلا و تبديل آن به يك فرهنگ توسط اهلبيت(ع) اين فرهنگ عظيم انسانى و اين درخت برومند كه سايههاى آن نه تنها بر زندگى شيعيان و مسلمانان، بلكه بر آفاق حيات بشريّت سايه خود را گسترانيده است و چهرههاى بزرگ ظلمستيزى چون گاندى را به تواضع در برابر آن واداشته است، نيازمند صيانت و حفاظت بوده و هست؛ صيانت در برابر امواج بنيان كن جهالتها و عداوتها، حفاظت از آسيبهاى دوستان نادان و دشمنان دانا، تلاش و مجاهدت در برابر فراموشى عاشورا يا اهداف آن، مقاومت در برابر تحريفات گوناگون لفظى و معنوى. اكنون سؤالات مهمّى در ارتباط با پاسدارى از فرهنگ عاشورا مطرح است. اوّلاً، اين مسئوليت سنگين بر دوش چه كسى نهاده شده است؟ چه فرد يا گروهى وظيفه حراست از عاشورا و آرمانهاى بلند آن رادارد؟ ثانياً، حراست و پاسدارى چگونه انجام مىشود و شيوه آن چيست؟ در باره سؤال اول آنچه پيش از هر چيز به ذهن خطور مىكند، آنكه، تنها عاشورا شناسانند كه توانايى حراست از آن را دارند، آن كس كه با عاشورا بيگانه است، اهداف و آرمانهاى آن را نمىشناسد و يا به آن ايمان ندارد، چگونه مىتواند پاسدار عاشورا باشد؟ كسانى كه با شناختى عميق و ايمانى محكم، دل در گرو عاشورا و عاشورائيان دارند و از صميم جان با آهنگ «يا ليتنى كنت معكم فافوز فوزاً عظيما» مترنمند، وظيفه حفاظت و پاسدارى را بردوش دارند. پس اين مسئوليت بزرگ بر دوش عموم شيعيان، به ويژه عالمان دينى سنگينى مىكند كه نخست عاشورا را هر چه بيشتر و عميقتر بشناسند، آنگاه به پاسدارى از آن همّت گمارند. امّا در باره پرسش دوم و چگونگى پاسدارى از عاشورا، درجات و مراتب مختلفى را مىتوان در نظر گرفت؛ در درجه اوّل نكوداشت نام عاشورا و بزرگداشت شهيدان نينوا، وظيفهاى مهم و سنگين است. اين مسئوليتى است كه در توان توده مردم مىباشد. اقامه مراسم عزا و برپايى خيمههاى عزادارى سالار شهيدان به راه انداختن دستهجات و هيئات و غيره، مىتواند شكلهاى مختلفى از اين مهم باشد و هر كدام به نوبه خود لازم و ضرورى است و نشانهاى از تقوا و تعظيم شعائر الهى و عبادتى بزرگ است كه از افضل قربات الىالله شمرده مىشود:
«و من يعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب»(حج/32). در طول تاريخ اين مجالس و محافل حسينى دشمنان فراوانى داشته است، يكى از آخرين آنها، تلاشهاى شيطانى رضاخان پهلوى در برچيدن مراسم عاشورا و محرّم و جلوگيرى از مجالس روضهخوانى و تشكيل هيئات بود كه در اين تلاش ناكام ماند و طولى نكشيد كه در سراسر ايران اسلامى، حتى در مناطق سنّىنشين، مراسم سوگوارى خامس آل عبا(ع) به شكلى با شكوهتر و گستردهتر، اقامه شد، بنابراين تضعيف مراسم سوگوارى و عزادارى حسينى(ع) به هيچ وجه جايز نيست. البته اكنون دشمن به خوبى واقف است كه فرهنگ عاشورا سدّى محكم و بنيادين در مسير مطامع نامشروع وى است. و مانع از پايمال كردن منافع مادى و سرزمين و اقليمى و فرهنگ و تفكر مسلمانان مىشود، بسيارى از حركتهاى ضد استكبارى و استبدادى كه در ميان ملتهاى مختلف به ويژه، ايران و لبنان و فلسطين رخ نموده، دقيقاً متأثّر از عاشورا و آرمانهاى كربلاست