الف) نقش اسيران كربلا در معمارى فرهنگ عاشورا

ب) نقش امامان معصوم(ع) در معمارى فرهنگ عاشورا.

بخش دوم مقاله كه پيكره اصلى آن را تشكيل مى‏دهد، به موضوع آسيب‏شناسى فرهنگ عاشورا و بررسى برخى نقطه ضعفها و پاره‏اى آفت‏ها مى‏پردازد؛ ضمن آنكه به شيوه درمان نيز اشاره مى‏كند، تا نقش سازنده و منزلت رفيع اين فرهنگ در ساختار سياسى اجتماعى جامعه مشخص گردد.

اين بخش، خود از دو قسمت تشكيل مى‏شود: بايسته‏ها و نبايسته‏هاى فرهنگ عاشورا. در قسمت نخست، سه عنوان كلّى مورد توجه است:

1. ارتكاب گناه و تخلّف از شرع

2. سست كردن پايه‏هاى دين و مذهب

3. تحريف لفظى و معنوى عاشورا.

طىّ اين سه عنوان مشخص مى‏شود كه رعايت نكردن هر يك از اينها و انجام كارهايى كه تحريف عاشورا است يا موجب تحريف عاشورا مى‏گردد، خطر بزرگى است كه موجب كم رنگ و يا بى‏اثر شدن اين فرهنگ سازنده مى‏شود.

در قسمت دوم نيز اهداف عاشورا، در سه بعد طبقه بندى مى‏شود:

1. احياى ارزشهاى انسانى،

2. احياى ارزشهاى اسلامى (بطور عام)،

3. احياى ارزشهاى عرفانى.

عاشورا، اين سه را، يك‏جا، به نحو بسيط و يگانه در خود داشت و عزاداران و سوگواران امام‏حسين(ع)، بايد اين اهداف را دقيقاً بشناسند، و هر كجا كم توجهى و غفلتى مشاهده مى‏شود، نسبت به ترميم آن حسّاس باشند.

به اعتقاد نويسنده توجه به اين بايسته‏ها، و پرهيز از آن نبايسته‏ها، موجب مى‏شود، فرهنگ عاشورا، اين سرمايه بزرگ اسلامى، انسانى، در جايگاه واقعى اجتماعى خود قرار گيرد و تمامى ابعاد سياست‏هاى كلان اجتماعى را متأثر از خود گرداند.

مقدّمه: معمارى فرهنگ عاشورا

الف. نقش اسيران كربلا در معمارى فرهنگ عاشورا

تاريخ‏نگار شاخص حادثه عاشورا، ابومخنف،به نقل از يكى از شاهدان واقعه نينوا، ابن‏قيس تميمى حكايت كند: هر چيزى را فراموش كنم، سخن زينب(س) دخت فاطمه(س) را هنگام مرور بر جسم چاك چاك برادرش حسين(ع)، وقت رفتن به كوفه فراموش نمى‏كنم كه مى‏گفت:

«يا محمداه، يا محمداه، صلى عليك ملائكة السماء هذا الحسين بالعراء مرمل بالدماء مقطّع

الاعضاء، يا محمداه و بناتك سبايا، و ذريّتك مقتّلة، تسفى عليها الصبا.» زينب، با اين سخنان دوست و دشمن را به گريستن واداشت.

«اى جدّم، اى رسول خدا، درود فرشتگان آسمان بر تو باد، اين پيكر قطعه قطعه و غلطيده در خون حسين توست. يا رسول الله، دخترانت اسير و جگر گوشه‏گانت كشته و نسيم مشرق بر جسم چاك چاك آنان در بيابان مى‏وزد.» پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول رو در مدينه كرد يا ايها الرسول اين كشته فتاده به هامون حسين تُست وين صيد دست و پازده در خون حسين تُست اين نخل‏تر كز آتش جان سوز تشنگى دود از زمين رسانده به گردون حسين تُست اين ماهى فتاده به درياى خون كه هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسين تُست با اين سخنان سراسر آه و سوز زينب سلام الله عليها كه در آغاز سفر اسارت به كوفه و شام بيان شد، فصلى جديد از حادثه خونبار كربلا رقم خورد. اكنون عاشورا پايان يافته بود و وظيفه پيام‏آوران عاشورا، اسيران دشت كربلا، به ويژه زينب(س) صيانت از آن بود. پيام شهيدان طفّ براى ابديّت تاريخ بشرى بايد حفظ مى‏شد. عاشورا حادثه‏اى ساده و گذرا نبود، عاشورا براى جاودانگى وحى و اسلام و حفاظت از پيام آسمانى پيامبر خاتم(ص) پديد آمده بود. «حسين منّى و انا من حسين» و براى تحقق دقيق و كامل اين رسالت عظيم چاره‏اى جز تبديل عاشورا به يك فرهنگ و مكتب نبود، فرهنگى كه تا اعماق زندگى فردى و اجتماعى انسانها تا ابد نفوذ كند و مكتبى كه درس‏هاى دين خاتم را براى سعادتى جاودانه، به گوش تمامى انسانهاى عاشق حقّ و شيفته انسانيّت و عدالت و توحيد و آزادگى برساند و بياموزند كه : «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا.» رسالت شاهدان مصيبت عظماى طفّ، از حضرت زينب و امام سجاد تا امامان معصوم ديگرعليهم‏السلام آن بود كه اوّلاً عاشورا به فراموشى سپرده نشود، ثانياً از خطر تحريف مصون بماند و نگذارند دست تحريف‏گران بر دامان پاك آن رسد. در اين صورت بود كه مى‏توانست شعارها و اهداف عاشورا تا ابد چراغى فراروى خيل عظيم مشتاقان حقّ و عدالت قرار گيرد. البته عظمت مصيبت و ژرفاى رزيّه كربلا، (مصيبة ما اعظمها و اعظم رزيتها فى الاسلام و فى جميع السماوات و الارض) به حدّى بود كه در اوان پيدايش آن، هر احساسى را جريحه‏دار مى‏كرد و دوست و دشمن را به تفكر و انديشه وا مى‏داشت و از اين رو از نخستين روزهاى مصيبت كربلا، قيام‏هاى مختلف شكل مى‏گيرد و از همين جهت است كه عدّه‏اى از بزرگان و خواصّ اسلامى و پاره‏اى از صحابه پيامبر را وادار به روشنگرى و عكس‏العمل و دفاع از سيره و روش حسين بن على(ع) و زنده نگه داشتن ياد و نام او مى‏كند. مثلاً در مجلس ابن‏زياد، هنگامى كه زيدبن ارقم، جسارت عبيدالله را بر لب و دندان رأس بريده سيدالشهدا، مشاهده كرد، تاب نياورده و شجاعانه به ابن‏زياد عتاب مى‏كند: امير سركش و مغرور كوفه،

«اعل هذا التقضيب عن هاتين الثنيتين، فوالذى لا اله غيره لقد رأيت شفتى رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم على هاتين الشفتين يقبّلهما؛

چوب دستى‏ات را از اين دندانها دور كن، قسم به پروردگارى كه جز او خدايى نيست، با چشمان خود، لبان رسول الله(ص) را بر اين لب ديدم كه بر آنها بوسه مى‏زد.» زيد بن ارقم اين سخن را گفت و با گريه مجلس را ترك كرد و به آنان كه بيرون مجلس، گرد آمده بودند اعلام كرد:

«انتم يا معشر العرب العبيد بعد اليوم، قتلتم ابن‏فاطمة و امّرتم ابن‏مرجانة فهو يقتل خياركم و يستعبد شراركم، فرضيتم بالذل، فبعداً لمن رضى بالذلّ؛

شما اى گروه عرب، پس از امروز بندگانى بيش نخواهيد بود. فرزند فاطمه را كشتيد و فرزند مرجانه را امير خود ساختيد تا خوبانتان را به قتل رساند و بدانتان را به بندگى كشاند و بدين‏سان به ذلّت راضى شديد، واى بر آنان كه تن به ذلّت دهند.» با اين جملات، زيدبن ارقم با شيوايى و رسايى كامل به پيام عزت‏بخش و غرورآفرين عاشورا اشاره كرد. نمونه ديگر در مسير زنده نگه داشتن نام كربلا و اباعبدالله(ع)، زيارت اربعين جابربن عبدالله انصارى، صحابى بزرگوار پيامبر اكرم(ص) است. عطية بن سعدبن جناده(م‏111ه'ق) كه همراه جابر بوده، گويد: «جابر غسل كرد و خود را شبيه مُحرمان ساخت و به سعد خوشبو كرد و چون نابينا بود دستش را گرفته و به قبر مطهر رسانيدم، پس بيهوش شد، آب بر او پاشيدم، به حال آمد و با سوز دل سخنانى جگر سوز به آن حضرت عرض كرد و آنگاه بر شهدا سلام كرد و گفت: ما نيز در ثواب اين فيض بزرگ و جهاد و شهادتى كه نصيب شما گشت، شريك مى‏باشيم. چرا كه نيّت من و اصحابم، همان نيت حسين(ع) و اصحاب اوست و از پيامبر اكرم(ص) شنيدم كه: هر كس عمل قومى را دوست دارد، با ايشان در ثواب آن عمل شريك باشد.» اينها نمونه‏هايى از تلاش‏هاى مقدسى است كه براى حفظ عاشورا و انتقال پيام آن به جامعه اسلامى آن روز صورت گرفت. ولى از آنجا كه حوادث هر چه قدر بزرگ باشند، گذر زمان يا موجب فراموشى آنها مى‏شود و يا لا اقل مانع انتقال اهداف و پيام واقعى آنها به نسل‏هاى بعدى مى‏گردد، براى صيانت از عاشورا و اهداف بلند آن، نقش اصلى و اساسى بر دوش خود اهل بيت(ع) بود. از ميان اهل بيت(ع)، در مرحله نخست اين نقش بر دوش حضرت زينب(س) و امام سجاد(ع) و ديگر اسيران كربلا، كه خود شاهد آن صحنه‏هاى دلخراش بودند و با تمام وجود آن مصيبت عظمى را به جان خريده و تحمّل كرده بودند، واگذار شده بود كه با سخنان آتشين و غرورآفرين خود در ايام اسارت و استفاده از فرصت‏هاى مهمى كه در مجلس ابن‏زياد و يزيد و در كوفه و شام و پس از ايام اسارت به دست مى‏آمد، مانع از فراموشى خاطره سيدالشهدا(ع) و اهداف او شوند. زينب(س) كه با آن همه داغ و مصيبت، در مجلس ابن‏زياد با دنيايى از ابهت و بزرگى حاضر شد، سه بار، امير مغرور كوفه خواستار معرفى او شد ولى پاسخى نشنيد، سرانجام يكى از كنيزان، او را معرّفى كرد، ابن‏زياد رو كرد به زينب و گفت: «سپاس خدايى را كه رسوايتان گردانيد و شما را به قتل رسانيد و دروغتان را آشكار گردانيد.» اين سخنان نه تنها حكايت از عمق كينه امويان با خاندان وحى داشت، كه حقد آنان را نسبت به پيام آسمانى و رهايى بخش آنان نيز آشكار مى‏ساخت. امّا زينب در پاسخ فرمود:

«الحمدلله الذى اكرمنا بمحمد صلى الله عليه و اله و سلم و طهّرنا تطهيرا، لا كما تقول انت، انما يفتضح الفاسق و يكذّب الفاجر؛

سپاس پروردگارى را كه با پيامبر خاتم(ص) اكراممان نمود و ما را پاكيزه و طاهر گردانيد؛ آن‏چنان كه تو مى‏گويى نيست. همانا اين فاسق است كه رسوا مى‏گردد و انسان فاجر است كه دروغش آشكار مى‏شود.» اين سخنان و گفت و گو و اتفاقات كه خوشبختانه همگى در سينه تاريخ ثبت است، به‏خوبى نشان مى‏دهد كه چگونه با درايت و درك درست شرايط، خاندان امام‏حسين(ع)اززمينه‏هاى به دست آمده، بهره مى‏جستند براى آنكه، پيام شهيدان كربلا رابه‏جامعه غفلت زده و خواب آلود توسط بنى‏اميه برسانند و با عاشورا، يك فرهنگ پديد آورند؛ فرهنگى مبتنى بر آموزه‏هاى دقيق وحيانى كه در عترت طاهره(ع) به وديعت گذارده شده بود.

ب. نقش امامان معصوم(ع) در معمارى فرهنگ عاشورا

پس از شاهدان حاضر در صحنه كربلا، نوبت به ديگرامامان معصوم(ع) مى‏رسد تا اين فرهنگ را عمق بخشند و بنيان آن را هر چقدر رفيع‏تر گردانند. در اين ارتباط، به پاره‏اى از مقولات و مفاهيم كليدى مى‏توان اشاره داشت.

1. گريستن و گريانيدن

گريستن در مصيبت سيدالشهدا، به عنوان عبادتى ارزشمند كه موجب تقرّب الى الله مى‏شود، مورد تأكيد، عترت طاهره(ع) بوده است. امام هشتم به ريّان بن شبيب فرمود: «يا ابن‏الشبيب ان كنت باكياً لِشى فابك للحسين بن على بن ابى‏طالب؛ اگر بر چيزى مى‏گريى، بر حسين مويه كن.» در همين باب علّامه مجلسى(ره) در بحارالانوار، با نام «ثواب البكاء على مصيبته و....» سى و هشت روايت در فضيلت گريه بر سيدالشهدا و ساير ائمه گزارش كرده است.

2. مرثيه‏سرايى

از ابزارهاى مهم براى جاودانه كردن حوادث تاريخى، استفاده از هنر، از جمله شعر است. امامان معصوم(ع) در اين ارتباط تأكيد فراوانى داشتند و شاعران مرثيه‏سراى سالار شهيدان را تشويق و مورد تفقد قرار مى‏دادند، از آنان مى‏خواستند سروده‏هاى خود را در حضور ايشان بخوانند و به آنان ارزش والاى به كارگيرى اين هنر را در رثاى سيد شهيدان(ع) يادآور مى‏شوند. زيد شحام گويد: با گروهى از كوفيان در حضور امام صادق(ع) بوديم كه جعفر بن عفان وارد شد، امام، او را فرا خواند و نزد خويش جاى داد، آنگاه به او فرمود: شنيده‏ام در رثاى امام‏حسين(ع) مرثيه‏سرايى مى‏كنى؟ گفت: آرى. فرمود: بخوان. جعفر شروع به خواندن مرثيه خود كرد و امام و تمامى اطرافيان شروع بر گريستن كردند تا اينكه قطرات اشك بر سيما و محاسن حضرت نشست. آنگاه خطاب به جعفر فرمود: فرشتگان مقرّب الهى، سروده تو را شنيدند و آنان نيز مويه كردند. و در پايان فرمود: [*]. نك: مقاله «بعد سياسى و احياى عاشورا از منظر فقه».

«ما من احد قال فى الحسين شعراً فبكى و ابكى به الّا اوجب الله له الجنة وغفر له؛

كسى كه در رثاى حسين شعرى مى‏گويد پس گريه نمى‏كند يا نمى‏گرياند مگر آنكه خداوند بهشت را براى او مقرر مى‏كند و او را مى‏بخشايد.»

3. زيارت و ياد امام حسين(ع) در هر حال

از مهمترين عوامل تبديل عاشورا به يك فرهنگ و انديشه و تداوم آموزه‏هاى آن، تأكيد فراوان ائمه اطهار(ع) بر زيارت كربلا بوده است. در طول سال كمتر زمان مهمى را مى‏توان سراغ گرفت كه زيارت كربلا از جمله اعمال و آداب آن نباشد. شبهاى قدر، شبهاى عيد فطر و قربان، عرفه، نيمه شعبان، اربعين، عاشورا، و حتى هر شب و روز جمعه، زيارت امام‏حسين(ع) مورد تأكيد قرار گرفته است. در وسائل‏الشيعه، بابى وجود دارد با نام «باب تأكّد استحباب زيارة الحسين بن على(ع) و وجوبها كفاية». در اين باب چهل و هشت روايت گزارش شده است. و در باب پس از آن، «باب كراهة ترك زيارة الحسين(ع)» بيست و يك روايت نقل شده است. محمد بن مسلم از امام باقر(ع) روايت كرده است:

«مروا شيعتنا بزيارة قبر الحسين(ع) فان اتيانه يزيد فى الرزق و يمدّ فى العمر و يدفع مدافع السوء، و اتيانه مفترض على كلّ مؤمن يقرّله بالإمامة من الله؛

شيعيانمان را به زيارت مرقد حسين(ع) امر كنيد، همانا آمدن به زيارت او، روزى را افزون، عمر را طولانى و روزنه بديها را مى‏بندد و آمدن به زيارت او بر هر مؤمنى كه به امامت الهى او اقرار دارد، واجب است.» استحباب زيارت امام‏حسين(ع) حتى از مكانهاى دور براى زنان، تكرار اين زيارت به قدر امكان، پياده روى به سوى كربلا و زيارت امام‏حسين(ع)، زيارت به نيابت از ديگران، عناوينى است كه در روايات مورد تأكيد و اهتمام فراوان است. حتى زيارت امام‏حسين(ع) در حال خوف مستحب است. سلام گفتن بر آن امام شهيد نزديك و دور ندارد، از مكان دور نيز زيارت و سلام بر آن حضرت استحباب دارد. امام صادق(ع) به سدير فرمود: بر بام خانه‏ات رو، به جانب راست و چپ رو كن، سپس بر آسمان نظر افكن، آنگاه رو به جانب كربلا كن و بگو:

«السلام عليك يا اباعبدالله، السلام عليك و رحمة الله و بركاته. اين كار تو ارزش يك حج و عمره دارد.» براى زنده نگاه داشتن ياد امام‏حسين(ع) از جمله مستحبات، ذكر نام ايشان و لعن بر قاتلان او پس از نوشيدن آب است، چنانكه امام صادق(ع) به داود رقى فرمود.[

4. تربت و حائر حسينى(ع)

خاك كربلا و حائر حسينى(ع) جايگاهى ويژه در معارف اهل بيت(ع) دارد. اهانت به تربت اباعبدالله(ع) حرام است. در آغاز زندگى، بر اساس روايات مأثوره از امامان معصوم(ع) كام نوزادان با تربت سيدالشهدا برداشته مى‏شود. حسين بن ابى‏العلاء گويد: شنيدم امام صادق(ع) مى‏فرمود:

«حنّكوا اولادكم بتربة الحسين(ع) فانها امان؛

كام فرزندانتان را با تربت حسين(ع) برداريد، همانا، آن امان است.» در وسايل‏الشيعه بابى مطرح است تحت عنوان: «باب استحباب استشفاء بتربة الحسين(ع) و التبرك بها و تقبيلها و تحنيك الاولاد و استحبابها عند الخوف و عندالمرض.» بر اساس روايات و فتواى فقها، سجده بر تربت امام‏حسين(ع) افضل از سجده بر هر چيز ديگر است، چون حجابهاى هفتگانه را مى‏درد. مستحب است از تربت سيدالشهداء تسبيح تهيه شود و همواره همراه او باشد، هر چند با آن تسبيح نگويد، تسبيح محسوب مى‏گردد. همراهى با تربت سيدالشهداء(ع) از لحظه ميلاد و كام برداشتن شروع مى‏گردد تا پايان حيات دنيوى و آغاز حيات اخروى تداوم مى‏يابد. در وسايل‏الشيعه، شيخ حرّ عاملى، در ابواب تكفين، بابى گشوده است با نام: «باب استحباب وضع التربة الحسينية مع الميت فى الحنوط و الكفن و فى القبر» و در آن به نقل رواياتى در اين زمينه، مى‏پردازد. اهميت تربت كربلا و حائر حسينى در آموزه‏هاى اهل بيت(ع) آن‏چنان است كه فرموده‏اند؛ مسافر بين قصر و تمام خواندن نماز در آن مكان مقدس مخيّر است. علاوه بر اين دعا خواندن زياد و طلب حاجت در نزد قبر آن حضرت از مستحبات است. ابن‏فهد حلّى فرموده، روايت است كه خداوند در مقابل شهادت امام‏حسين(ع) چهار خصلت به او عطا فرموده است:

«جعل الشفا فى تربته و اجابة الدعاء تحت قبته و الائمة من ذريّته و ان لا تعد ايام زائريه من اعمارهم؛

شفاى از بيمارى‏ها و معالجه دردها با تربت سيدالشهدا، مستجاب شدن دعا در زير قبّه حسينى، امامان معصوم ازذريّه او بودن و محسوب نشدن ايام زيارت كربلا از عمر زائر.» آنچه گذشت، گزارشى بسيار فشرده و مختصر از جايگاه سيدالشهدا، كربلا و عاشورا در معارف اسلامى و آموزه‏هاى اهل بيت(ع) بود، براى نشان دادن اين حقيقت كه؛ اگر چه عاشورا يك صبح تا شب بيشتر نبود و چند ساعتى به پايان رسيد ولى تأسيس فرهنگ عاشورا و مكتب عزادارى ده‏ها سال به طول انجاميده است، اگر يك امام معصوم به همراه اصحاب و ياران و خاندان خويش عاشورا آفريد، نُه امام معصوم ديگر، در حراست و حفاظت از آن و رساندن پيام واقعى و اصيل آن به مسلمانان بلكه همه جهانيان در تمامى گستره تاريخ تا ظهور دولت عدل جهانى امام منتظر(عج) به تلاش همه‏جانبه برخاستند و با اين تلاش سرمايه‏اى جاويدان و گرانبها را براى حقّ جويان پديد آوردند.

آسيب‏شناسى فرهنگ سياسى عاشورا

پس از آفرينش عاشورا توسط شهيدان كربلا و تبديل آن به يك فرهنگ توسط اهل‏بيت(ع) اين فرهنگ عظيم انسانى و اين درخت برومند كه سايه‏هاى آن نه تنها بر زندگى شيعيان و مسلمانان، بلكه بر آفاق حيات بشريّت سايه خود را گسترانيده است و چهره‏هاى بزرگ ظلم‏ستيزى چون گاندى را به تواضع در برابر آن واداشته است، نيازمند صيانت و حفاظت بوده و هست؛ صيانت در برابر امواج بنيان كن جهالتها و عداوتها، حفاظت از آسيب‏هاى دوستان نادان و دشمنان دانا، تلاش و مجاهدت در برابر فراموشى عاشورا يا اهداف آن، مقاومت در برابر تحريفات گوناگون لفظى و معنوى. اكنون سؤالات مهمّى در ارتباط با پاسدارى از فرهنگ عاشورا مطرح است. اوّلاً، اين مسئوليت سنگين بر دوش چه كسى نهاده شده است؟ چه فرد يا گروهى وظيفه حراست از عاشورا و آرمانهاى بلند آن رادارد؟ ثانياً، حراست و پاسدارى چگونه انجام مى‏شود و شيوه آن چيست؟ در باره سؤال اول آنچه پيش از هر چيز به ذهن خطور مى‏كند، آنكه، تنها عاشورا شناسانند كه توانايى حراست از آن را دارند، آن كس كه با عاشورا بيگانه است، اهداف و آرمانهاى آن را نمى‏شناسد و يا به آن ايمان ندارد، چگونه مى‏تواند پاسدار عاشورا باشد؟ كسانى كه با شناختى عميق و ايمانى محكم، دل در گرو عاشورا و عاشورائيان دارند و از صميم جان با آهنگ «يا ليتنى كنت معكم فافوز فوزاً عظيما» مترنمند، وظيفه حفاظت و پاسدارى را بردوش دارند. پس اين مسئوليت بزرگ بر دوش عموم شيعيان، به ويژه عالمان دينى سنگينى مى‏كند كه نخست عاشورا را هر چه بيشتر و عميقتر بشناسند، آنگاه به پاسدارى از آن همّت گمارند. امّا در باره پرسش دوم و چگونگى پاسدارى از عاشورا، درجات و مراتب مختلفى را مى‏توان در نظر گرفت؛ در درجه اوّل نكوداشت نام عاشورا و بزرگداشت شهيدان نينوا، وظيفه‏اى مهم و سنگين است. اين مسئوليتى است كه در توان توده مردم مى‏باشد. اقامه مراسم عزا و برپايى خيمه‏هاى عزادارى سالار شهيدان به راه انداختن دسته‏جات و هيئات و غيره، مى‏تواند شكل‏هاى مختلفى از اين مهم باشد و هر كدام به نوبه خود لازم و ضرورى است و نشانه‏اى از تقوا و تعظيم شعائر الهى و عبادتى بزرگ است كه از افضل قربات الى‏الله شمرده مى‏شود:

«و من يعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب»(حج/32). در طول تاريخ اين مجالس و محافل حسينى دشمنان فراوانى داشته است، يكى از آخرين آنها، تلاشهاى شيطانى رضاخان پهلوى در برچيدن مراسم عاشورا و محرّم و جلوگيرى از مجالس روضه‏خوانى و تشكيل هيئات بود كه در اين تلاش ناكام ماند و طولى نكشيد كه در سراسر ايران اسلامى، حتى در مناطق سنّى‏نشين، مراسم سوگوارى خامس آل عبا(ع) به شكلى با شكوهتر و گسترده‏تر، اقامه شد، بنابراين تضعيف مراسم سوگوارى و عزادارى حسينى(ع) به هيچ وجه جايز نيست. البته اكنون دشمن به خوبى واقف است كه فرهنگ عاشورا سدّى محكم و بنيادين در مسير مطامع نامشروع وى است. و مانع از پايمال كردن منافع مادى و سرزمين و اقليمى و فرهنگ و تفكر مسلمانان مى‏شود، بسيارى از حركت‏هاى ضد استكبارى و استبدادى كه در ميان ملتهاى مختلف به ويژه، ايران و لبنان و فلسطين رخ نموده، دقيقاً متأثّر از عاشورا و آرمانهاى كربلاست